آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : در پی او ...

نو بهار است...

عریانی درختان جایش را به شکوفه ها داده است و دلمردگی زمستان به شور بهار تبدیل شده است

چگون میشود ما هم هماهنگ با طبیعت ، عریانی و دلمردگی و خستگی  و ناامیدی درونمان را به بهار امید و عشق تبدیل کنیم؟

به راستی چه کسی این قدرت را دارد که حول حالنا الی احسن الحال ... الا ارحم الراحمین؟

 

"فَانظُرْ إِلَی‌ََّ ءَاثَـَرِ رَحْمَت‌ِ اللَّه‌ِ کَیْف‌َ یُحْی‌ِ الاْ رْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَآ

إِن‌َّ ذَ َلِکَ لَمُحْی‌ِ الْمَوْتَی‌َ

وَ هُوَ عَلَی‌َ کُل‌ِّ شَی‌ْءٍ قَدِیرٌ ؛(روم‌،50)

پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند.

 در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کنندة مردگان است

 و اوست که بر هر چیزی تواناست‌.

 


 
با قرآن چه کرده ایم؟
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

 

قرآن! من شرمنده تواماگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند "چه کسی مرده است؟" چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است...

قرآن! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده، ‌یکی ذوق میکند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ...! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟ 

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند، ‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند "احسنت ...!" گویی مسابقه نفس است...

  قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای، حفظ کردن تو با شماره صفحه، ‌خواندن تو آز آخر به اول، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند...

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند، ‌گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم...


 
مثل یونس نباش
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

 

خدایا...

باز هم جریان آنطور که من خواستم پیش نرفت

باز هم شکست...

باز هم درب بسته...

باز هم موج منفی...

باز هم ....

بازهم من خواستم و تو نخواستی...

باز هم دل من رضا شد و رضای تو در آن نبود....

باز هم...

خدایا... حداقل چیزی بگو که جانم از این غم رها شود....


قرآنت را باز می کنم ... چه محکم پاسخم گفتی عزیز :

              


فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ


 وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ   

سوره قلم - آیه 48    جزء 29

پس در[ امتثال ]حکم پروردگارت شکیبایى ورز،

 و مانند همدم ماهى[ یونس ]مباش ، آنگاه که اندوه زده ندا درداد.

 

 

از خود می پرسم :

مگر یونس چه کرد که من باید مثل یونس نباشم؟....

شما میدانید داستان یونس را ؟

یونس را و آنگونه ای که نباید باشیم؟....

 

 


 
یک نفر مرا شفا دهد....
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

 

یک نفر به داد من برسد....

چه کنم ؟ با این تنی که در این میانه کم آورده است و هی مرا زمین گیر میکند

یک نفر به من کمک کند

من با اینهمه سرگیجه، ضعف، دل نگرانی، حال بدی.... چه کنم؟

چرا هیچ دکتری نمی فهمد درمان درد من چیست؟

هی میگویند اضطراب است ... اضطراب اضطراب

چه کنم؟

با اینهمه استرس

با اینهمه اضطراب

یک نفر مرا آرام کند

من فقط آرامش می خواهم

فقط آرامش....

 

از چه کسی کمک بگیرم؟

از چه چیز کمک بگیرم؟

چه چیز آرامم خواهد کرد؟

 

کتابت را باز میکنم... چه آیه دلنشینی:

 

 

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

 

 

 

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید

که خداوند با صابران است

سوره : البقرة    آیه 153

 

 

 

نظرها را از دست ندهید....


 
امان از حرف مردم
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

خشمم را مشت کرده ام و  به درد و دیوار می کوبم بی تابی ام را...

با این قضاوتهای نا به جا ...

با این حرفهای نامنصفانه و دروغ...

با این تهمتها و ناراستی ها و غیبتها و حرف و حدیثهای مردم باید چه کرد....

صدایت را که نمی شنوم .... صدایم را میشنوی؟

با حرف مردم چه کنم؟

با این بندگان بی انصافت چه کنم؟

پاسخ اینهمه قضاوت نادرست را  چطور ندهم؟ چگونه بدهم؟؟؟؟

خودت بگو....

....

 

وقت اذان است. اعصابم خط خطی است.

تلویزیون را روشن میکنم. دارد قرآن می خواند....


خشکم میزند.... آیا این آیه  پاسخ سوالهای من نیست؟ .... :

 

مزمل : وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا    ﴿ 10 ﴾     جزء 29  

و بر آنچه مى گویند شکیبا باش و از آنان با دورى گزیدنى خوش فاصله بگیر.


 
خدایا من هم مال و فرزند و عیال و خانمان میخواهم !
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

 

گفتم : خدایاااااااااااااااااااااا

من هم دل دارم

من هم آدمم

من هم آرزو دارم بهترینها را داشته باشم....

گفتم خدایا من هم مال و فرزند  و عیال و خانمان میخواهم...

 

با تاسف نگاهم کردی....

شنیدم نگاهت را :

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِى الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِى الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ

 سوره حدید – آیه 20


بدانید که زندگى دنیا، در حقیقت ، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون جویى در اموال و فرزندان است

[ .مثل آنها ]چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن[ باران ]به شگفتى اندازد، سپس[ آن کشت ]خشک شود و آن را زرد بینى ، آنگاه خاشاک شود .

و در آخرت[ دنیا پرستان را ]عذابى سخت است و[ مومنان را ]از جانب خدا آمرزش و خشنودى است ،

و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست


 
به بندگانم بگو....
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : در پی او ...

قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا

اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ

وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ

إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿10﴾


بگو اى بندگان من که ایمان آورده‏اید از پروردگارتان پروا بدارید براى کسانى که در این دنیا خوبى کرده‏اند نیکى خواهد بود و زمین خدا فراخ است بى‏تردید شکیبایان پاداش خود را بى‏حساب [و] به تمام خواهند یافت (10)


 
عصیان
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

 

دیگر خسته شده ام. از اینهمه دعایی که مستجاب نمیشود... از اینهمه اشک و ناله و آهی که جوابی ندارد. از  این بندگی یک طرفه خسته شده ام. اگر خدایی هست پس پاسخ اینهمه دعای من کجاست...؟

 

 

 

 

 

عصیان در من سر بر کشید است.  می شکنم مجسمه خدایانم را ...   فریاد میکشم:

به چه کسی از تو شکایت کنم خدااااااااااااااااااااا؟ از دست تو به که پناه برم؟ کجا بروم که تو خدایم نباشیم... تو گر خدای منی من خدا نمیخواهم....

 

با چه لبخند آرامی جوابم میدهی :

 

 

 

وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدُیرٌ 

 اگر خداوند زیانى به تو برساند، هیچ کس جز او نمى‏تواند آن را برطرف سازد! و اگر خیرى به تو رساند، او بر همه چیز تواناست; (و از قدرت او، هرگونه نیکى ساخته است)

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ

اوست که بر بندگان خود، قاهر و مسلط است; و اوست حکیم آگاه!

 

 

 

به خودم می لرزم. نگاه میکنم به مشتم در آینه مقابلم، خرد شده خونین و درد آلود... با وحشت به چشمان خود خیره شده ام... راست میگویی!!!!... از دست تو نه به کسی میشود پناه برد ... نه میشود به کسی شکایت کرد... فقط میتوان در مقابل قدرت عظیم و حکومت با شکوهت زانو زد و تسلیم شد....

تسلیم شدم. عجز خود را هم باور میکنم هم اعتراف :

خدایا ... من در مقابل تو عاجزم. عاجز !

 

انی هارب منک الیک...

...

مرا دریاب....

 

 

 


 
بخشش حسین و خاندانش...
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

«وَ یُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً

اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا»

 

و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی.»

 

علماى شیعه اتفاق نظر دارند سوره هل اتی و یا هیجده آیه(از آیه 5 «إنّ الأبرار .. .» تا آیه 22 «.. . و کان سعیکم مشکوراً») از آن درباره حضرت على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)و خادمه آن ها فضه نازل شده است . علامه امینى در «الغدیر» این شأن نزول را از 34 نفر از علمای معروف اهل سنت نقل کرده است ; بنابراین این شأن نزول در بین اهل سنت هم  مشهور ، بلکه متواتر است .

 

 شأن نزول :

ابن عباس مى گوید : «حسن و حسین(علیهما السلام) بیمار شدند ، پیامبر(صلى الله علیه وآله)با جمعى از یاران به عیادتشان آمدند و به على (علیه السلام)فرمودند : اى ابوالحسن ! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى کردى . على (علیه السلام) ، فاطمه(علیها السلام)و فضه که خادمه آن ها بود ، نذر کردند که اگر آن ها شفا یابند ، سه روز روزه بگیرند .

چیزى نگذشت که هر دو شفا یافتند ، در حالى که از نظر مواد غذایى دست خالى بودند . على (علیه السلام)سه مَن جو قرض نمود و فاطمه(علیها السلام)یک سوم آن را آرد کرد و سه قرص نان برای افطار سه روزشان تهیه کرد . هنگام افطار مسکینی  بر در خانه آمد و گفت :

 «السلام علیکم یا أهل بیت محمد(صلى الله علیه وآله); سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمانان هستم ، غذایى به من بدهید» .

آن ها همگى مسکین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند .

 روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى که غذایى را آماده کرده بودند (همان نان جوین ) یتیمى بر در خانه آمد ، آن روز نیز ایثار کردند و غذاى خود را به او دادند . (باز با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند) در سومین روز اسیرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد ، باز سهم غذاى خود را به او دادند . هنگامى که صبح شد ، على (علیه السلام)دست حسن و حسین (علیهما السلام)را گرفته بود ، خدمت پیامبر آمدند ، وقتى پیامبر آن ها را مشاهده کرده ; دید از شدت گرسنگى مى لرزند . فرمود : این حالى را که در شما مى بینم براى من بسیار گران است ; سپس برخاست و با آن ها حرکت کرد . هنگامى که وارد خانه فاطمه(علیها السلام)شد ، دید در محراب عبادت ایستاده در حالى که از شدت گرسنگى شکم او به پشت چسبیده و چشم هایش به گودى نشسته ، پیامبر(صلى الله علیه وآله)ناراحت شد ; در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت : اى محمد! این سوره را بگیر ، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى گوید ; سپس سوره «هل أتى» را بر او خواند» .

 

 

داستان کامل را اینجا بخوانید

http://www2.irib.ir/occasions/soore%20halata/soore%20halata.htm

 


 
خطابت به حسینت چه بود؟
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

بعضی وقتها پیش خودم فکر میکنم امام حسین در لحظه مرگ به چه چیز فکر میکرد؟

صدای کلام تو می آید.... اینگونه خطابش میکردی؟ 

 

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ 27

 تو اى روح آرام‏یافته!

ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً 28

به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است،

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی 29

پس در سلک بندگانم درآى،

وَادْخُلِی جَنَّتِی 30

 و در بهشتم وارد شو!

سوره فجر

...

حسین مظهر صداقت... مظهر شجاعت... مظهر ایمان... مظهر نجابت... مظهر مهربانی... مظهر رشادت... مظهر ایستادگی....

بیا از امسال قول بدهیم یک صفت از امام حسین را سرمشق خود کنیم...

کدام صفت را انتخاب میکنی؟


 
← صفحه بعد