آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
خودپسندی
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

 

ياد دارم که در ايام طفوليت متعبد بودمی و شب خير و مولع زهد و پرهيز. شبی در خدمت پدر رحمه الله عليه نشسته بودم و همه شب ديده بر هم نبسته و مصحف عزيز بر کنار گرفته و طايفه ای گرد ما خفته پدر را گفتم از اينان يکی سر بر نمی دارد که دوگانيی بگزارد چنان خواب غفلت برده اند که گويی نخفته اند که مرده اند؟ گفت: جان پدر ! تو نيز اگر بخفتی به از آن که در پوستين خلق افتی ( يعنی غيبت مردم را بکنی ) 

نبيند مدعی جز خويشتن را

که دارد پرده ی پندار در پيش

گرت چشم خدا بينی ببخشند

نبينی هيچ کس عاجزتر از خويش

 

و خداوند چنين گفت ..

 

أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ

 

  پس آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را نيكو مى‏بيند، ( مانند كسى است كه هدايت يافته است؟ ) پس بدون شك خداوند هر كه را بخواهد ( و سزاوار بداند ) گمراه مى‏كند و هر كه را بخواهد ( و شايسته بداند ) هدايت مى‏نمايد.

 

سوره فاطر آيه ۸


 
هدايت
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

به نام  مالك دلها...

 

بازهم حكايت ديگري از گلستان سعدي ... و بهانه اي ديگر براي ذكر چند آيه از كلام خداوند:

 

آنرا كه گوش ارادت گران آفريده اند چون كند كه بشنود؟

و آنرا كه كمند سعادت كشان مي برد چه كند كه نرود؟

 

شب تاريك دوستان خداي

مي بتابد چو روز رخشنده

وين سعادت بزور و بازو نيست

تا نبخشد خداي بخشنده

 

از تو به كه نالم كه دگر داور نيست

وز دست تو هيچ دست بالاتر نيست

آن را كه تو رهبري كسي گم نكند

و آن را كه تو گم كني كسي رهبر نيست

 

 

 

و اينك ذكر چند آيه از كلام الله مجيد مرتبط با حكايت امروز :

 

1

فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ

تو نمى‏توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى‏،

و نه سخنت را به گوش كران هنگامى كه روى برگردانند و دور شوند!

 

سوره الروم آيه 52

 

2

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء

وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء

بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

بگو: بارالها! مالك حكومتها تويى‏؛ به هر كس بخواهى‏، حكومت مى‏بخشى‏؛

 و از هر كس بخواهى‏، حكومت را مى‏گيرى‏؛

هر كس را بخواهى‏، عزت مى‏دهى‏؛ و هر كه را بخواهى خوار مى‏كنى‏.

 تمام خوبيها به دست توست‏؛ تو بر هر چيزى قادرى‏.

سوره آل عمران آيه 26

 

3

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ

وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ

آيا خداوند براى [نجات و دفاع از] بنده‏اش كافى نيست‏؟!

امّا آنها تو را از غير او مى‏ترسانند.

و هر كس را خداوند گمراه كند، هيچ هدايت‏كننده‏اى ندارد!

سوره الزمر آيه 36

 

و به بهانه اين حكايت چند آيه دلنشين ديگر درمورد هدايت:

 

 

۱

قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى

بگو: هدايت‏، تنها هدايت الهى است‏

سوره البقرة آيه 120

 

۲

إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى

به يقين هدايت كردن بر ماست‏،

سوره الليل آيه 12

 

۳

فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى [پذيرش‏] اسلام‏، گشاده مى سازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را آنچنان تنگ مى‏كند كه گويا مى‏خواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد!

سوره الانعام آيه 125

 

۴

مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

آن كس را كه خدا هدايت كند، هدايت يافته [واقعى‏] اوست‏؛ و كسانى را كه [بخاطر اعمالشان‏] گمراه سازد، زيانكاران [واقعى‏] آنها هستند!

سوره الاعراف آيه 178

 

۵

يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء

و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند

سوره النور آيه 35

 

۶

يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ

وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ

وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

خداوند به بركت آن‏، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت‏، هدايت مى‏كند؛

و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‏برد؛

و آنها را به سوى راه راست‏، رهبرى مى‏نمايد.

سوره المائدة آيه 16

 

۷

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا

امّا آنها كه به خدا ايمان آوردند و به [آن كتاب آسمانى‏] چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت‏؛ و در راه راستى‏، به سوى خودش هدايت مى‏كند.

سوره النساء آيه 175

 

 

و اما يك سوال ...:

راستش  آيه اي مطابق با اين مصراع سعدي نيافتم

آن را كه تو رهبري كسي گم نكند

كه خوب ... ممكن است باشد و به چشم من نيامده باشد ... – كه اگر ميدانيد بگوييد ... -

ولي ... تناقضي كه اين آيه با اين مصراع دارد را چطور توجيه كنيم دوستان ؟ 

بخوانيد : 

 

ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

اين‏، هدايت خداست‏؛ كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند! و اگر آنها مشرك شوند، اعمال [نيكى‏] كه انجام داده‏اند، نابود مى‏گردد [و نتيجه‏اى از آن نمى‏گيرند].

سوره الانعام آيه 88


يعنی بعد از هدايت خداوند کسانی هستند که مشرک ميشوند پس اعمالشان نابود ميگردد... چطور بعد از هدايت الهی مشرک ميشوند و چرا ؟
...

و يا آيه 8 سوره آل عمران که کاملا واضح و روشن نشان ميدهد که بعد از هدايت شدن باز هم امکان گمراهی هست:

 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

[راسخانِ در علم‏، مى‏گويند:] پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى‏،

 [از راه حق‏] منحرف مگردان‏! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش‏، زيرا تو بخشنده‏اى‏!

 

"من" فقط ميتوانم بگويم: به اين نتيجه رسيدم كه هيچوقت هيچكسي (در هيچ مقام و منزلتي هم ) نبايد احساس كند  اگرهم هدايت شده است و در صراط مستقيم قرار دارد (به لطف خداوند و نه استحقاق و شايستگي خودش) ديگر هرگز گمراه نميشود... از شيطان غافل نباشيم كه انه عدو مبين...

"شما" چه ميگوييد؟...

التماس دعای فراوان

بانو سادات

 


 
ريا
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

حکايتی از گلستان سعدی

زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بيش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

کاين ره که تو می روی به ترکستان است

چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ايشان چيزی نخوردم که بکار آيد .

گفت : نماز را هم قضا کن که چيزی نکردی که بکار آيد.

 

اى هنرها گرفته بر كف دست

عيبها برگرفته زير بغل

تا چه خواهى گرفتن اى مغرور

روز درماندگى به سيم دغل

 

و جرعه ای نور :  

 

 

فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ   ﴿ 4 ﴾

 

پس واى بر نمازگزارانى که. . .

الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ   ﴿ 5 ﴾

در نماز خود سهل انگارى مى کنند!

 

الَّذِينَ هُمْ يُرَآءُونَ   ﴿ 6 ﴾

همان کسانى که ريا مى کنند

 

سوره ماعون

 

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ

قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً

منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‏دهد؛ و هنگامى كه به نماز برمى‏خيزند، با كسالت برمى‏خيزند؛ و در برابر مردم ريا مى‏كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‏نمايند!

 

نساء - 142

به اميد روزی که تمام رفتارهايمان بدون ريا باشد ... حتی...

حتی وبلاگ به روز کردنهايمان!

التماس دعا ...


 
جواب بدی
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

بهانه سخن امروز :

 

حکابتی از گلستان سعدی : 

 

پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داد.

گفتا: بصلاحش خجل کن

 

تو نیکو روش باش تا به سگال

بنقض تو گفتن نیابد مجال

چو آهنگ بربط بود مستقیم

کی از دست مطرب خورد گوشمال

 

اصل سخن :

جرعه ای نور :

 

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ

بدى را به بهترين راه و روش دفع كن [و پاسخ بدى را به نيكى ده‏]!

 ما به آنچه توصيف مى‏كنند آگاهتريم‏! 

سوره المومنون آيه 96

 

 

وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ

 ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

 فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ

هرگز نيكى و بدى يكسان نيست‏؛

 بدى را با نيكى دفع كن‏، ناگاه [خواهى ديد] همان كس كه ميان تو و او دشمنى است‏،

گويى دوستى گرم و صميمى است‏! 

سوره فصلت آيه 34

 


 
مال ..
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

 

توانگر زاده ای را ديدم بر سر گور پدر نشسته و با درويش بچه ای مناظره درپيوسته که صندوق تربت ما سنگين است و کتابه رنگين و فرش رخام انداخته و خشت پيروزه در او به کار برده . به گور پدرت چه ماند : خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشيده .

درويش پسر اين بشنيد و گفت : تا پدرت زير آن سنگهای گران بر خود بجنبيده باشد پدر من به بهشت رسيده باشد .

خر که کمتر نهند بر وی بار

بی شک آسوده تر کند رفتار

***

مرد درويش که بار ستم فاقه کشيد

به در مرگ همانا که سبکبار آيد

و آنکه در نعمت و آسايش و آسانی زيست

مردنش زين همه شک نيست که دشخوار آيد

به همه حال اسيری که ز بندی برهد

بهتر از حال اميری که گرفتار آید

 

و اما کمی هم نور بنوشيم :

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند! و كسانى كه چنين كنند، زيانكارانند!

 

آیه 9 سوره منافقون

 

 

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا

 

مال و فرزند، زينت زندگى دنياست‏؛ و باقيات صالحات « ارزشهاى پايدار و شايسته‏ » ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميدبخش‏تر است‏!

 

آیه 46 سوره کهف

 


 
ياد خداوند
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

پادشاه پارسايي را ديد. گفت : "هيچت از ما ياد آيد"

گفت: "بلي . وقتي كه خدا را فراموش مي كنم "

 

هر سو دود آن كش ز بر خويش براند

و آن را كه بخواند بدر كس ندواند

 

گلستان سعدي

 

 

سلام...

حكايت امروز كوتاه است. مختصر و مفيد ... اما من ميخواهم كمي پرحرفي كنم ...

در كتاب آسماني مان قرآن كريم آيه هاي زيادي وجود دارد در باب اينكه "شيطان انسان را از ياد خداوند غافل ميكند" . مثل :

 

1

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ

أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ

أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

شيطان بر آنان مسلط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده

آنان حزب شيطانند!

 بدانيد حزب شيطان زيانكارانند!

 

مجادله- آيه 19

 

 

2

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ

 وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ

فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ

همانا شيطان مي خواهد به وسيله شراب و قمار، ميان شما دشمني و كينه بيفكند

و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد.

پس (با اين همه مفاسد) آيا دست برمي داريد؟.

مائده آيه 91

 

 

و حتي  آيه هايي هم وجود دارد كه فراموش كردن بعضي امور را نيز كار شيطان ميداند :

 

3

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ

فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ

فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ

و (يوسف ) به آن زنداني كه مي دانست آزاد مي شود

گفت : ((مرا نزد ارباب خود بياد آور))

(ولي ) شيطان يادآوري به اربابش را از ياد او برد،

 در نتيجه (يوسف ) چند سالي در زندان ماند.

سوره يوسف آيه 42

 

 

 

قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ

وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ

وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا

(آن جوان ) گفت : آيا به ياد داري وقتي كه به صخره پناه برديم و من (پريدن ) ماهي (به دريا) را فراموش كردم (كه براي تو بگويم ) و كسي جز شيطان آن را از ياد من نبرد، تا آن را يادآوري كنم . و (در كمال ) شگفتي ماهي راه خود را در دريا پيش گرفت (و رفت ).

سوره كهف آيه 63

 

 

 

 

 

اينجا متاسفانه مجال بحث در مورد شيطان و اينكه شيطان دقيقا چيست و كيست و ... نيست و من خودم كلا در مورد شيطان خيلي سوال دارم – كه اگر كسي لطف كند و منبعي معرفي كند برايش خوشحالم ميكند- ولي در هر حال :

ذيل اكثر آيات اشاره شده، مفسرين كلمه شيطان را اينطور ترجمه كرده اند كه :

هر كس يا چيزي كه انسان را از ياد خدا غافل سازد همان شيطان است...

حالا من فقط ميخواهم يك چيز كوچك بگويم... بياييد كمي فكر كنيم... چقدر خودمان با حرفهايمان با نوشته هايمان با شعرهايمان با وبلاگهايمان ...اين و آن را از ياد خداوند غافل ميكنيم... و چقدر دوستانمان هم با ما اينگونه اند ...

يادم مي آيد در كتاب كيمياي محبت خواندم شيخ گفته بود به يكي از شاگردهايش كه جواني را در برزخ ديدم. گفت : نميداني اينجا چه خبر است... اينجا تازه مي فهمي هر لحظه اي كه به ياد خدا نبوده اي چقدر ضرر كرده اي...

حالا من و تو هي مي نشينيم دور هم و هي حرفهاي چرت و پرت تحويل هم مي دهيم . هي غيبت ميكنيم. هي تهمت ميزنيم. هي بذر كينه و دشمني در دل هم مي كاريم ... هي به هم توهين ميكنيم... هي از اين و آن عيبجويي ميكنيم...هي ديگران را نزد اين و آن خرد و حقير ميكنيم... هي كارهاي بيهوده ميكنيم... هي بيهوده مي نويسيم. بيهوده ميخوانيم. بيهوده مي گوييم... اين "بيهوده" خيلي جاي بحث دارد...  اگر انصاف داشته باشيم و كمي بدون تعصب فكر كنيم خواهيم ديد اكثر كارها، رفتارها، حرفها، پستها، كامنتها و ايميلهاي ما  "بيهوده"  است... بيهوده...

بياييد سعي كنيم از امروز طوري باشيم كه حرفها، نگاهها ، نوشته ها ، شعرها و پستهايمان از بيهودگي در بيايد ... به جاي موج منفي موج مثبت داشته باشد... ديگران را به ياد خدا بياندازد... نه فقط با نام خدا... با از هريك از صفاتش گفتن... از زيبايي گفتن.. از مهرباني گفتن...از عشق گفتن... از صفا.. وفا... محبت... صبر... و حتي كفاره اعمال...عذاب  و ... (همه صفات خداوند ...)

و برخلاف آنچه ديگران مي پندارند اين كار نه تنها ريا و تظاهر نيست بلكه تمريني است براي هميشه به يادش بودن... بياييد تمرين هميشه به يادش بودن كنيم... با هم ...

 

و در خاتمه:

شيطان ميخواهد بين ما كينه و دشمني ايجاد كند و ما بايد نگذاريم...

براي شروع خوب است هميشه از خودمان شروع كنيم. من هم از خودم شروع ميكنم... از امروز كينه و دشمني ام را با همه دوستان خداوند... ميگذارم كنار... و سعي ميكنم دوستشان داشته باشم... و سعي ميكنم سعي ميكنم سعي ميكنم ... :

سعي ميكنم دوست داشته باشم. حتي كساني كه با بيهوده گويي هايشان زندگي ام را تباه كردند ... حتي آنانكه ندانسته قضاوت كردند و بدون آنكه فرصت دفاع به متهم بدهند ... حيثيتش را به طناب دار كشيدند... و ساء ما يحكمون...

 حتي كساني كه از شدت نفرت و دشمني و غضب شان دوست دارند نام الهه از روي صفحه روزگار پاك شود...  ("الهي ... كاش عبدالله خاك شدي و نام او از جهان پاك"....)

حتي حتي كساني كه آنقدر كينه و نفرت از الهه قلبشان را پر كرده كه منطق و عرف و ادب و همه چيز را زير پا ميگذارند و بي محابا اظهار دشمني و نفرت ميكنند  و طاقت ندارند كسي نام الهه را ببرد...  و باز هم از مهرباني سخن ميگويند !!!

... بگذار بگويند... بگذار دشمن بمانند... حرف از مهرباني و محبت هميشه زيبا و ماندني است حتي اگر فقط حرف باشد... و دشمني و نفرت و كينه هميشه زشت و ناپسند و ناماندگار است...حتي اگر الهه هم مستحق اينهمه نفرت باشد ! ...

 اميدوارم قلب آنها هم پاك شود از اين سياهي كينه و نفرت  كه من دوست ندارم باعث سياهي دل كسي باشم حتي ...! و اميدوارم خداوند مهربان، محبت دوستانش را به قلب يكديگر بياندازد...

القصه ... شايد ديگر مجالي براي اينگونه سخنها نماند.

با احترام به سيد هانی رضوی كه بحث حلاليت طلبيدن و حلال كردن را از او ياد گرفتم ... ميخواهم تا زنده ام بگويم كه :

تا امروز همه از الهه بحلند ... همه حلال...

شما هم مرا حلال كنيد... لطفاً

همديگر را حلال كنيم و دعا كنيم دوستان...

يا رحيم...ارحم عبدك الضعيف...

 

تا خدا بنده نوازست به خلقش چه نياز

مـيكشم ناز يــكي تا به همه ناز كـــنم

 

 

 كسي كه دوست دارد هر آنكه دوست دارد خدايش را:

الهه سلطاني

 (الهه ناز و الهه بانوها )

 

 

 

 


 
در باب خوردن
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

حکايتی از گلستان سعدی

يكى از حكما پسر را نهي همي کرد از بسيار خوردن که سيري مردم را رنجور کند .

گفت : "اي پدر ، گرسنگي خلق را بکشد .

نشنيده اي که ظريفان گفته اند : "به سيري مردن به که گرسنگي بردن" "

گفت : " اندازه نگهدار ،كلوا واشربو و لا تسرفوا "

 

نه چندان بخور كز دهانت برآيد

 

نه چندان كه از ضعف ، جانت برآيد

 

 

با آنكه در وجود، طعام است عيش نفس

 

رنج آورد طعام كه بيش از قدر  بود

 

گر گلشكر خورى به تكلف ، زيان كند

 

ور نان خشك دير خورى گلشكر بود

 

 

رنجوري را گفتند : دلت چه مي خواهد ؟ گفت : آنکه دلم چيزي نخواهد .

 

 

معده چو كج گشت و شكم درد خاست

 

سود ندارد همه اسباب راست

 

* * * *

 

1

وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ

و (از نعمتهاى الهى)‏ بخوريد و بياشاميد،

ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد!

سوره اعراف آيه 31

 

 

2

اندازه نگه دار که اندازه نکوست

هم لايق دشمن است و هم لايق دوست

 

3

يکي از ارادتمندان شيخ در بارهء او نقل ميکند که :

شبي در يکي از جلسات – که در خانه فردي از دوستان شيخ بود- پيش از آنکه صحبتهاي خود را شروع کند احساس ضعف کرد و قدري نان خواست. صاحب خانه نصف نان تافتون آورد ايشان ميل کرد و جلسه را آغاز نمود.

شب بعد فرمود:

«ديشب به ائمه عليهم السلام ، سلام کردم ولي آنان را نديدم. متوسل شدم که علت چيست؟ در عالم معنا فرمودند:

نصف آن نان را خوردي ضعفت برطرف شد. نصف ديگر را چرا خوردي؟

مقداري از غذا که براي بدن مورد نياز است خوردنش خوب است. اضافه بر آن موجب حجاب و ظلمت است»

کيمياي محبت

يادنامه مرحوم شيخ رجبعلي خياط

4

مجالی اگر باشد در مورد تعداد تکرارهای کلوا و اشربوا در قرآن و موارد آن بحث خواهيم کرد.

و اما امروز روز جمعه است و متعلق به حبيب قلوب العارفين...

الهم عجل لوليک الفرج

کی شود مولای ما صوت انا الحق سر دهد ...

التماس دعا مومنان... اول برای امام غريبمان و بعد برای همه بيماران ... (مخصوصا دوست عزيز همهء ما...) و بعد همه آنهايی که چشم اميدشان به کرم و لطف خداوند مهربان است... و هرگز از رحمتش مايوس نمی شوند...

 

ملتمس دعای خير شما :

بانو سادات         

 


 
درويش و غنی بنده اين خاک درند...
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

حكايت

بر بالين تربت يحيى پيغامبر(ع) معتكف بودم در جامع دمشق كه يكى از ملوك عرب كه به بى‌انصافى منسوب بود اتفاقاً به زيارت آمد و نماز و دعا كرد و حاجت خواست.

درويش و غنى بنده اين خاك درند         و آنان كه غنى ترند محتاج ترند

آن گه مرا گفت:  از آن جا كه همت درويشانست و صدق معاملت ايشان خاطرى همراه من كنند كه از دشمنى صعب انديشناكم.

گفتمش : بر رعيت ضعيف رحمت كن تا از دشمن قوى زحمت نبينى.

 

به بازوان توانا و قوت سر دست     خطاست پنجه مسكين ناتوان بشكست

نترسد آن كه بر افتادگان نبخشايد    كه گر ز پاى در آيد كسش نگيرد دست

هر آن كه تخم بدى كشت و چشم نيكى داشت    دماغ بيهده پخت[1] و خيال باطل بست

ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده      وگر تو مى ندهى داد روز دادى هست

 

بنى آدم اعضاى يك ديگرند       كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

تو كز محنت ديگران بى غمى           نشايد كه نامت نهند آدمى

 

[1] خيال خام

 

گلستان سعدي

سلام...

گمان كنم اولين چيزي كه به ذهن شما هم ميرسد اين حديث معروف باشد :

ارحم ترحم

مهرباني كن تا مورد مهرباني و رحمت قرار بگيري

 

كه نظامي در گفتگوي عاشقانه ليلی و مجنون هم حتي به آن مي پردازد: (زاری کردن مجنون در عشق ليلی)

 

بی‌رحمتم اينچنين چه ماندی               (ارحم ترحم) مگر نخواندی

آسوده که رنج بر ندارد                     از رنجوران خبر ندارد

سيری که به گرسنه نهد خوان            خردک شکند به کاسه در نان

نظامي

 

اما مثل اكثر سخنان سعدي اين حكايت هم نتيجهء آيه ها و حديثهاي مختلفي است كه تا آنجا كه مجال وقت و ذهن و توفيقش باشد به آن خواهيم پرداخت...

براي امروز از سخنان حضرت علي در باب رعايت عدل و انصاف با مردم شروع ميكنم:

 

1- اي كميل! خانواده ات را فرمان كه روزها در به دست آوردن بزرگواري و شبها در رفع نياز خفتگان بكوشند...

سوگند به خدايي كه تمام صداها را مي شنود، هر كس دلي را شاد كند، خداوند از آن شادي لطفي براي او قرار دهد كه به هنگام مصيبت چون آب زلالي بر او باريدن گرفته و تلخي مصيبت را بزدايد چنانكه شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.

 

2- فانصفوا الناس من انفسكم و اصبروا لحوائجهم

در روابط خود با مردم انصاف داشته باشيد و در برآوردن حاجاتشان شكيبا باشيد.

 

 

3- اي پسرم! نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار ده. پس آنچه را براي خود دوست داري براي ديگران نيز دوست بدار. و آنچه را براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند. ستم روامدار آنگونه كه دوست نداري به تو ستم شود. نيكوكار باش آنگونه كه دوست داري به تو نيكي كنند. آنچه را براي ديگران زشت ميداري براي خود نيز زشت بشمار. چيزي را براي مردم رضايت بده كه براي خود مي پسندي ...

 

...

 

و بعد از قرآن مجيد اول از همه ميخواهم از ترس از دشمن بگويم و كمك خداوند در غلبه بر دشمن...

 

- اعتماد و توكل به جاي ترس از دشمن:

 

وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا

خدا به دشمنان شما آگاهتر است‏؛

 و كافى است كه خدا ولىِّ شما باشد؛ و كافى است كه خدا ياور شما باشد.

جزء 5 سوره النساء آيه 45

 

- بعد از غلبه بر دشمن:

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ

 إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ

وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نعمتى را كه خدا به شما بخشيد، به ياد آوريد؛ آن زمان كه جمعى [از دشمنان‏]، قصد داشتند دست به سوى شما دراز كنند [و شما را از ميان بردارند]، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت‏! از خدا بپرهيزيد! و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند!

 جزء 6 سوره المائدة آيه 11

 ******************************

ظلم در قرآن:

 

1- عذاب براي ظالمان: (...وگر تو مى ندهى داد روز دادى هست)

 

 

إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ

ايراد و مجازات بر كسانى است كه به مردم ستم مى‏كنند و در زمين بناحق ظلم روا مى‏دارند؛

 براى آنان عذاب دردناكى است‏!

سوره الشورى آيه 42

 

2- ظالمان ياوري ندارند: (كه گر ز پاى در آيد كسش نگيرد دست)

 

رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ

پروردگارا! هر كه را تو [بخاطر اعمالش‏،] به آتش افكنى‏، او را خوار و رسوا ساخته‏اى‏!

و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست‏!

 سوره آل عمران آيه 192

 

3-   جايگاه ظالمان در جهنم : (...وگر تو مى ندهى داد روز دادى هست)

 

سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا

وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ

بزودى در دلهاى كافران‏، بخاطر اينكه بدون دليل‏، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مى‏افكنيم‏؛ و جايگاه آنها، آتش است‏؛ و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمكاران‏!

سوره آل عمران آيه 151

 

 

 

4- ظالمان خوشبخت نخواهند شد :

 

إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

مسلماً ظالمان‏، رستگار نخواهند شد!

جزء 7 سوره الانعام آيه 21

 

 

5- خداوند ظالمين را دوست نمي دارد :

 

وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

امّا آنها كه ايمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور كامل خواهد داد؛ و خداوند، ستمكاران را دوست نمى‏دارد.

جزء 3 سوره آل عمران آيه 57

 

وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد.

سوره آل عمران آيه 140 و سوره الشورى آيه 40

 

6- هرچه كني كشت همان بدروي ....كار بد و نيك چو كوه و صداست :

 

وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ

 إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

كيفر بدى‏، مجازاتى است همانند آن‏؛ و هر كس عفو و اصلاح كند، پاداش او با خداست‏؛

خداوند ظالمان را دوست ندارد!

سوره الشورى آيه 40

 

 

 

عدل در قرآن :

 

 خداوند به عدل فرمان ميدهد :

 

إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى‏دهد؛ و از فحشا و منكر و ستم‏، نهى مى‏كند؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذكّر شويد!

 سوره النحل آيه 90

و

 

اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است‏! و از [معصيت‏] خدا بپرهيزيد،

كه از آنچه انجام مى‏دهيد، با خبر است‏!

سوره المائدة آيه 8

 

 

 

 

فلسفه ء التماس دعا گفتن به اين و آن چيست؟

(خاطرى همراه من كنند كه از دشمنى صعب انديشناكم)

 

امام محمد باقر (ع) فرمودند:

اَوشَكُ دَعوَهُ و اَسرَعُ اِجابَه دُعاءَ المَرءِ لِاَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ

دعای انسان پشت سر برادر دينی اش ، نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت است .

(كافی ، ج 2 ، ص 507)


 

 

 

مشتاقانه منتظر آنچه با شنيدن اين حكايت به ذهن شما نازل ميشود هستيم... هر ذهني دنيايي است و هر قلبي جلوه گاه تازه حق... ما را بي نصيب نكنيد دوستان...

بنويسيد برايمان :  به قلب شما چه چيز نازل شد وقتي از اينجا گذشتيد...

 


 
قناعت... صبر... حکمت ... انصاف
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

 خواهنده مغربی در صف بزازان حلب می گفت :

ای خداوندان نعمت!

اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت ...

رسم سوال از جهان برخاستی

 

ای قناعت توانگرم گردان

که ورای تو هيچ نعمت نيست

کنج صبر اختيار لقمانست

هرکه را صبر نيست حکمت نيست...

 

گلستان سعدی

آيه ای در معنای تعادل و انصاف :

وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ

وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن‏، [و ترك انفاق و بخشش منما]

و بيش از حدّ [نيز] دست خود را مگشاى‏، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى‏!

اسراء - ۲۹

يک آيه و چند حديث در باب قناعت :

 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ

فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً

وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن‏،

در حالى كه مؤمن است‏،

 او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم‏؛

و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.

سوره نحل - آيه ۹۷

 

از امام علی (ع) سوال شد تفسير آيه (فلنحيينه حياه طيبه) چيست؟

فرمود: آن زندگی با قناعت است .


و نيز از فرموده های آن حضرت در باب قناعت :

 

کفی بالقناعه ملکا

آدمی را قناعت برای دولت مندی کافی است

 

القناعه مال لا ينفد

قناعت مالی است پايان ناپذير

واين سخن از پيامبر اکرم نيز نقل شده است...

 و باز هم از سعدی:

قناعت توانگر کند مرد را...

خبر کن حريص جهانگرد را ....

...

و  آيه های در باب بخل و نهی از آن:

1- جزء 4 سوره آل عمران آيه 180

وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ

هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ

سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ

وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ

وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

كسانى كه بخل مى‏ورزند، و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده‏، انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است‏؛ بلكه براى آنها شر است‏؛ بزودى در روز قيامت‏، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افكنند. و ميراث آسمانها و زمين‏، از آن خداست‏؛ و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است‏. 


2- جزء 5 سوره النساء آيه 37 :

الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ

وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ

وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا

آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند، و آنچه را كه خداوند از فضل [و رحمت‏] خود به آنها داده‏، كتمان مى‏نمايند. [اين عمل‏، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته‏؛] و ما براى كافران‏، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم‏. 

3- جزء 26 سوره محمد آيه 38

هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ

فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ

وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء

آرى‏، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مى‏شويد، بعضى از شما بخل مى‏ورزند؛ و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است‏؛ و خداوند بى‏نياز است و شما همه نيازمنديد؛ . 

 

 4- جزء 27 سوره الحديد آيه 24

الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ

 وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

همانها كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند؛
و هر كس [از اين فرمان‏] روى‏گردان شود، [به خود زيان مى‏رساند نه به خدا]،
چرا كه خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است‏!

 و اين بار از خواجه حافظ شيرازی :

بخيل بوی خدا نشنود بيا حافظ

پياله گير و کرم ورز و الضمان علی....

 

باز هم اضافه ميشود... هر روز سر بزنيد ... روزی چند بار !

راستی... شما هم چيزی اضافه کنيد... حرفی... حديثی... شعری...