آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
حسادت ... غيبت ... بدگويی...
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

قل اعوذ برب الفلق  من شر ما خلق ...  ... ... و من شر  حاسد اذا حسد

سلام...

در حاشیه این روزهایم :

 والله اگر از خدایم حذر نمی کردم مینوشتم تقدیم به : «.......» ... اما آبروی مومن حرمتش از کعبه نزد مولا علی بیش بود ... - من که باشم؟- ... (گرچه مومن نه اهل غیبت است ... نه حسد و کینه و دشمنی...  و قضاوت به انصاف کند ...والحساب علی الله تعالی.)

 

و اما 2 حکایت امروز :

 

«بی هنران هنرمند را نتوانند که ببینند. همچنانکه سگان بازاری سگ صید را مشغله برآرند و پیش آمندن نیارند.

یعنی سفله چون به هنر با کسی بر نیاید، به خبثش در پوستین افتد

 

کند هر آینه غیبت حسود کوته دست

که در مقابله گنگش بود زبان مقال»

 

و

 

«حسود از نعمت حق بخیلست و بنده بی گناه را دشمن می دارد.

 

مردکی خشک مغز را دیدم

رفته در پوستین صاحب جاه

گفتم ای خواجه گر تو بدبختی

مردم نیک بخت را چه گناه

 

الا تا نخواهی بلا بر حسود

که آن بخت برگشته خود در بلاست

چه حاجت که با او کنی دشمنی

که او را چنین دشمنی در قفاست»

گلستان سعدی

 

آیه در باب نهی از غیبت:

يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِّنَ الظَّنِ‏ّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِ‏ّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُواْ

 وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً

أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ

وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى گمان‏ها دورى كنيد، زيرا بعضى گمان‏ها گناه است. و (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و بعضى از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلكه آن را ناپسند مى‏دانيد و از پروا كنيد، همانا خداوند توبه‏پذير مهربان است.

سوره الحجرات آیه 12

 

(سؤال: چرا به خاطر يك لحظه غيبت كردن، عبادات چند ساله‏ى انسان محو مى‏شود؟ آيا اين نوع كيفر عادلانه است؟
پاسخ: همان گونه كه غيبت كننده در يك لحظه، آبروئى را كه سال‏ها بدست آمده مى‏ريزد، خداوند هم عباداتى را كه او سال‏ها بدست آورده از بين مى‏برد. بنابراين محو عبادات چندساله، يك كيفر عادلانه است. )

کلام حضرت علی (ع) در باب غیبت:

 

الغیبه جهد العاجز

غیبت کردن تلاش ناتوان است

حکمت 461

 

و کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخورداند رواست که به گناهکاران ترحم کنند و شکر این نعمت گزارند که شکرگزاری آنان را از عیب جویی دیگران باز دارد ، چرا و چگونه آن عیب جو، عیب برادر خویش گوید؟ و او را به بلایی که گرفتار است سرزنش می کند؟ آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه او را بخشید و گناهان او را پرده پوشی فرمود؟

چگونه دیگری را بر گناهی سرزنش می کند که هماهنند آن را مرتکب شده! یا گناه دیگری انجام داده که از آن بزرگتر است؟ به خدا سوگند! اگرچه خدا را در گناهان بزرگ عصیان نکرده و تنها گناه کوچک مرتکب شده باشد، اما جرات او بر عیب جویی از مردم خود گناه بزرگ تری است.

ای بندهء خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد، و بر گناهان کوچک خویش ایمن مباش، شاید برای آنها کیفر داده شوی!

پس هرکدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آنچه از عیب خود که می داند، باید از عیبجویی دیگران خود داری کند و شکرگزاری از عیوبی که پاک است او را مشغول دارد از اینکه دیگران را بیازارد.

 

خطبه 140- نهج البلاغه

 

حسود از نعمت حق بخیلست:

                  أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ

يا اينكه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده‏، حسد مى‏ورزند؟

 

سوره نساء آیه 54

 

در باب بخشش حسود :

 

وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْء ٍ قَدِيرٌ

 

بسيارى از اهل كتاب (نه تنها خودشان ايمان نمى‏آورند، بلكه) از روى حسدى كه در درونشان هست، دوست دارند شما را بعد از ايمانتان به كفر بازگردانند، با اينكه حقّ (بودن اسلام و قرآن،)براى آنان روشن شده است، ولى شما (در برابر حسادتى كه مى‏ورزند، آنها را) عفو كنيد و درگذريد تا خداوند فرمان خويش بفرستد، همانا خداوند بر هر كارى تواناست.

سوره بقره آیه 109

 

 

 

کلام حضرت علی (ع) در باب حسادت:

و لا تحاسدوا

فان الحسد یاکل الایمان – کما تاکل النار الحطب

حسد نورزید

حسد ایمان را  نابود میکند

چونان آتشی که هیزم را خاکستر کند

مولا علی – خطبه 86 نهج البلاغه

 

 و شما ماننند قابیل نباشید که بر برادرش تکبر کرد،

خدا او را برتری نداد، خویشتن را بزرگ می پنداشت.

و حسادت او را به دشمنی وا داشت.

تصب آتش کینه در دلش شعله ور کرد

و شیطان باد کبر و غرور در دماغش دمید و سرانجام پشیمان شد

و خداوند گناه قاتلان را تا روز قیامت بر گردن او نهاد

خطبه  192 نهج البلاغه

 

شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل مانده اند

حکمت 225

 

سلامت تن در دوری از حسادت است

حکمت 256

 

و در پایان دست به دعا بر می داریم :

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ

وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا

إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز،

و در دلهايمان حسد و كينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده‏!

پروردگارا، تو مهربان و رحيمى

حشر- آیه10

 

یا علی

 


 
شکر در مصيبت
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

سلام...

كليك تك تكتون به چشم... رد پاي نگاهتون اينجا گلباران عطر محمدي است... حسش ميكنيد...؟ ... يك چيز ديگر بگويمتان ... شما ناشنيده بگيريد... ولي... هركسي براي آيه هاي دلنشين قدمي ... كليكي...نگاهي... آهي... دعايي...  هرچه مايه بگذارد چند برابر به آن باز خواهد گشت... اين را من تنها نميگويم... ...  ...

و اما حكايت امروز...

قبلش اما : بعضي لطف كرده اند و ما را قابل نظر وانتقاد دانسته اند و به كوتاهي حكايتها و بلندي آيات خرده گرفته اند...

با احترام پر رنگ و هميشگي به نظر اين عزيزان، بايد بگويم ... اينجا وبلاگ آيه هاي دلنشين است نه حكايتهاي دلنشين... و حكايتهاي گلستان سعدي تا مدتي قرار است فقط بهانه اي باشد براي زمزمه و مرور آيه هاي دلنشين كتاب آسماني مان...

و من در مرور اين طرح جديد چقدر ارادتم به جناب سعدي بيشتر شده است – كه پيداست جميع آيات در ذهنش حك شده بوده است كه ميتوانسته چنان معاني و مفاهيم چندين آيه را در دو خط يا دو بيت شعر خلاصه كند... – و بالاتر از آن... تازه فهميده ام چقدر ميتوانسته ام رشد كنم و بزرگ باشم و به خودم ظلم كرده ام...

همه مان... فكرش را بكنيد... به راستي همه ما آيا آنقدر كه ميتوانيم بزرگ باشيم ... هستيم؟ .... هستيم؟!؟ ... يا اسير احساسات حقير... حرفهاي كوچك... قضاوتهاي نادرست و اعمال و رفتار و گفتار  سطح پايين هستيم؟... و يا احياناً به جاي بزرگ شدن خودمان سعي در كوچك كردن اين و آن داريم... ها؟...

سعدي عجيب مجال تفكر به ذهنها ميدهد ... عجيب... و انگار گويي ميگويد به همه ما :

قدر خويش را پيدا كن... تو ميتواني بزرگتر از اين ها فكر كني... عمل كني... باشي! به معناي واقعي بودن...

خويش را پيدا كنيم... باشيم... آنگونه كه شايسته بودنمان است...

..

و اما حكايت امروز...

 

حكايتي از گلستان سعدي

پارسايي را ديدم بركنار دريا كه زخم پلنگ داشت و به هيچ دارويي به نمي شد .مدتها درآن رنجور بود و شكر خداي عزوجل علي الدوام گفتي.
 پرسيدندش كه شكر چه مي گويي ؟
گفت شكر آنكه به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي .

گر مرا زار بكشتن دهد آن يار عزيز     تا نگويي كه در آن دم غم جانم باشد

گويم از بنده مسكين چه گنه صادر شد    كو دل آزرده شد از من غم آنم باشد ...

 

و اما آيه هاي انتخابي در رابطه با اين حكايت ...

اول اجازه بدهيد اين حقيقت براي همه ما جا بيفتد و با تمام وجودمان باور كنيم كه خودمان تاثيرگذار در اتفاقات ناخوشایند روزانه و زندگي و سرنوشت خود هستيم...

 

 

 

 

جزء 25 سوره الشورى آيه 30


 

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ

هر مصيبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏كند!

 

******

 

جزء 4 سوره آل عمران آيه 165


قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ

 

گفتيد: اين مصيبت از كجاست‏؟! بگو: از ناحيه خود شماست!

 

******

 

جزء 5 سوره النساء آيه 79


 

مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ

 

[آرى‏،] آنچه از نيكيها به تو مى‏رسد، از طرف خداست‏؛

 

و آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست‏.

 

 

 

 

خوب...  حالا سوال :

 

در مقابل بدي و مصيبتي كه در اثر اعمال خودمان به ما ميرسد بايد چه كرد؟

 

 جواب :

 

اول بايد غم نخورد :

 

 

جزء 4 سوره آل عمران آيه 153


 

لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ

 

وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

 

اين بخاطر آن بود كه ديگر براى از دست رفتن [غنايم جنگى‏] غمگين نشويد،

 

و نه بخاطر مصيبت‏هايى كه بر شما وارد مى‏گردد.

 

و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است‏.

 

*******

 

بعد بايد صبر كرد :

 

 

جزء 17 سوره الحج آيه 35


 

الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ

 

وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ

 

وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ

 

همانها كه چون نام خدا برده مى‏شود، دلهايشان پر از خوف [پروردگار] مى‏گردد؛

 

و شكيبايان در برابر مصيبتهايى كه به آنان مى‏رسد؛

 

 و آنها كه نماز را برپا مى‏دارند، و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.

 

*******

یا

 

جزء 21 سوره لقمان آيه 17


 

يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ

 

 وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

 

پسرم‏! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن‏،

 

و در برابر مصايبى كه به تو مى‏رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است‏!

 

*******

 

اما ببينيد سعدي از صبر كردن و غم نخوردن حرفي نميزند... بلكه فراتر رفته و ميگويد :

شكر در مقابل مصیبت... آنهم علی الدوام...

چرا؟

- شاید چون زیباترین نوع صبر کردن ... صبر همراه با شکر است...

- شاید این فقط یک کنایه عاشقانه است ... به کسانی که در برابر مصیبتهایشان گله میکنند (که به گفته حضرت علی گله از مصیبت گله از خداوند است...) ... شاید سعدی میخواهد به منی که وقتی یک مصیبت یا اتفاق کوچک برایم می افتد بنای گله گذاری از خداوند را میگذارم ... بگوید :  کریمان  جان فدای دوست کردند ... سگی بگذار ما هم مردمانیم...

میخواهد بگوید ببین این پارسای قصه من ... نه تنها گله نمیکند که شکر میکند ... نه تنها غصه جان و مالش را نمیخورد که ببین چه غم عاشقانه ای دارد:

 

گويم از بنده مسكين چه گنه صادر شد  

 كو دل آزرده شد از من... غم آنم باشد ...

تو هم یاد بگیر ... اینگونه عاشقی کن...

-         و شاید هم این شکر یک ترفند است که سعدی به من و توی سودازده - که همه چیز زندگیمان را باخته ایم ... – یاد می دهد ...  یادمان میدهد تاجری که همه چیز خود را باخته است اینطور از صفر شروع میکند ... شکر میکند ... شکر میکند ... شکر میکند ... و این شکر همان اندک نعمتش را زیاد و زیادتر میکند ...

 

جزء 13 سوره ابراهيم آيه 7


 

لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ

 

اگر شكرگزارى كنيد، [نعمت خود را] بر شما خواهم افزود؛

 

و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است‏!

... 

این هم از فایده و نتیجه ء شکر نعمت... ولی سعدی در این حکایت پا فراتر گذاشته و از شکر در مصیبت سخن گفته است...

راستش را بخواهی این مضمون شکر در مصیبت را در هیچ آیه یا حدیثی پیدا نکردم. میدانم هست ولی من پیدا نکردم... و خواهش میکنم شما که میدانید بگویید تا اضافه کنیم به این مجموعه ...

الا اين يکی :

اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علی مصابهم.... الحمد لله علی عظيم رزيتی....

(زيارت عاشورا.... فدای حسين که هميشه و همه جا سر آمد تمام معانی است... )

 

اما اکنون که حرف شکر به میان آمد این چند آیه هم اضافه کنم تا بحث شکر نعمت کامل تر شود...

شکر ما چه فایده ای برای خدایمان دارد؟... اگر شکر نکنیم چه میشود...؟  و اصلا شکر یعنی چه.... ؟

جزء 21 سوره لقمان آيه 12


 

وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ

 

هر كس شكرگزارى كند، تنها به سود خويش شكر كرده‏؛

 

 و آن كس كه كفران كند، [زيانى به خدا نمى‏رساند]؛ چرا كه خداوند بى‏نياز و ستوده است‏.

 

*******

 

 جزء 19 سوره النمل آيه 40

 

وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ

 

و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند؛ و هر كس كفران نمايد

 

 [بزيان خويش نموده است‏، كه‏] پروردگار من‏، غنىّ و كريم است‏!

 

*******

 

جزء 5 سوره النساء آيه 147


مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا

 

خدا چه نيازى به مجازات شما دارد اگر شكرگزارى كنيد و ايمان آوريد؟ خدا شكرگزار و آگاه است‏.

 

[اعمال و نيّات شما را مى‏داند، و به اعمال نيك‏، پاداش نيك مى دهد.]

 

*******

باز هم میگویم :

سعدي عجيب مجال تفكر به ذهنها ميدهد ... عجيب...

حرف تازه ای نیست اما : التماس دعای مخصوص...

 

خجالت زده دست تهی اما مشتاقم

نگاه و لبخندتان به چشم و جان

«بانو سادات»

 

 


 
اين نيز بگذرد...
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

حکايت امروز:

شدت نيکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشيب

هر که را جاه و دولتست و بدان

خاطری خسته در نخواهد يافت

خبرش ده که هيچ دولت و جاه

بسرای دگر نخواهد يافت

 گلستان سعدی

و آيه هايی در اين معنی...

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا

به يقين با [هر] سختى آسانى است‏!

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا

[آرى‏] مسلّماً با [هر] سختى آسانى است‏،

سوره شرح آيه ۵ و ۶

و

لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ

فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

گمان مبر كسانى كه به آنچه كرده‏اند، شادمانى مى‏كنند

و دوست دارند براى آنچه نكرده‏اند ستايش شوند،

مپندار كه آنها از عذاب الهى رسته‏اند، (زيرا) براى آنها عذابى دردناك است.

آل عمران  ۱۸۸

...

سلام

اول اينکه هر کسی آيهء ديگری به ذهنش رسيد بگويد تا اضافه کنم...

و بعد...

ميخواستم يک خبر خوب بدهم به تمام دوستان خوبی که نگران حال برادرم بوده اند...
خدا را شکر ... خطر برطرف شد... شايد فقط خدا بداند که چقدر اين برادر برای من عزيز است... الهی هيچوقت غم به چشمهای زيتونی اش نبينم...
متشکرم از تمام دوستانی که در اضطراب اين دل پريشان شريک بودند... از دوست حافظ قرآن عزيزی که ختم قران در سه روز را نذر اضطراب دل من کرد... از دوست خوبم در قم که سلام مضطربم را به حضرت معصومه رساند... از تمام کسانی که برای سلامتی برادرم دعا کردند ... و از دوست عزيز و مهر
بانی که حضورش ... بزرگترين دلگرمی روزهای پر از اضطرابم بود ...
خدايا... به پريشانی زينب ... به دل هيچکدامتان پريشانی نيايد...
خوش باشيد ... که خوب خدايی داريم...
يا علی...
باز هم التماس دعا...
بانو سادات


 
نفس
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

بزرگی را پرسيدم در معنی اين حديث که :‌ «‌ اعدا عدوک نفسک التی بين جنبيک » ـ دشمنترين دشمنان تو نفس توست ـ

گفت به حکم آنکه هر آن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد مگر نفس را که چندان که مدارا بيش کنی مخالفت زيادت کند .

فرشته خوی شود آدمی به کم خوردن

و گر خورد چو بهايم بيوفتد چو جماد

مراد هر که بر آری مطيع امر تو گردد

خلاف نفس که فرمان دهد چو يافت مراد

 

و اما شاهدی چند از قرآن مجيد :

وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ

و من نفس خود را تبرئه نمي كنم ، چرا كه نفس آدمي بدون شك همواره به بدي امر مي كند

يوسف ۵۳

 

مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ

( اى انسان! ) آنچه از نيكى به تو رسد از خداست و آنچه از بدى به تو برسد از نفس توست.

نساء ۷۹

در پايان بايد عرض کنيم که يکی از دوستان غير مسلمان ما در پست قبل ادعاهايی عليه اسلام داشتند که احسان پرسا صاحب وبلاگ سابق قاصدک سوخته به ايشان پاسخ داده اند علاقه مندان برای مطالعه پاسخ مزبور می توانند به کامنت دونی پست قبل مراجعه کنند .


 
نيکی به بدان
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

حکايت

پارسايى در مناجات مى گفت : خدايا! بر بدان رحمت بفرست ،
اما نيكان خود رحمتند و آنها را نيك آفريده اى .
گويند: فريدون كه بر ضحاك ستمگر پيروز شد و خود به جاى او نشست فرمود خيمه شاهى او را در زمينى وسيع سازند. پس به نقاشان چنين دستور داد تا اين را در اطراف آن خيمه با خط زيبا و درشت بنويسند و رنگ آميزى كنند:
اى خردمند! با بدكاران به نيكى رفتار كن ، تا به پيروزى از تو راه نيكان را برگزينند.

فريدون گفت : نقاشان چين را

كه پيرامون خرگاهش بدوزند

بدان را نيك دار، اى مرد هشيار!

كه نيكان خود بزرگ و نيك روزند

*******

سلام ...
راستش را بخواهید از صبح تا حالا دارم تلاش می کنم آیه ای متناسب با این حکایت پیدا کنم... آیه ای که کاملا مطابق با آن باشد نیافتم ... اما مشابه معنایش چند آیه به ذهنم رسید که مینویسمش... هرکس آیه دیگری هم سراغ دارد بگوید تا اضافه کنم...



ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ
بدى را به بهترين راه و روش دفع كن [و پاسخ بدى را به نيكى ده‏]! ما به آنچه توصيف مى‏كنند آگاهتريم‏!
سوره المومنون آيه 96



وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست‏؛ بدى را با نيكى دفع كن‏، ناگاه [خواهى ديد] همان كس كه ميان تو و او دشمنى است‏، گويى دوستى گرم و صميمى است‏!
سوره فصلت آيه 34



خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَهِلِينَ
عفو و ميانه‏روى را پيشه كن (عذر مردم را بپذير و بر آنان آسان بگير)، و به كارهاى عقل پسند و نيكو فرمان بده، و از جاهلان اعراض كن.
اعراف 199


وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا
و كسانى كه شهادت به باطل نمى‏دهند [و در مجالس باطل شركت نمى‏كنند]؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى‏گذرند.
جزء 19 سوره الفرقان آيه 72


وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا
بندگان [خاص خداوند] رحمان‏، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]، به آنها سلام مى‏گويند [و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند]؛
سوره الفرقان آيه 63


التماس دعای فراوان... اول برای برادرم... بعد برای عزيزم... و اگر شد برای خودم...
يا علی...


 
منت
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

منت خدا ی را عز و جل...

«حضرت موسى عليه السلام قارون را نصيحت کرد که

احسن کما احسن الله اليک

 نشنيد و عاقبتش شنيدی .

آنكس كه دينار و درم خير نيندوخت

 

سر عاقبت اندر سر دينار و درم كرد

 

خواهى كه ممتع شوى  از دين و عقبى

 

با خلق ، كرم كن چو خدا با تو كرم كرد

 

عرب مى گويد:

 

جد ولا تمنن فان الفائدة اليك عائدة

بخشش و منت نگذار كه نفع آن به تو باز مى گردد.

 

درخت كرم هر كجا بيخ كرد

 

گذشت از فلك شاخ و بالاى او

 

گر اميدوارى كز او برخورى

 

به منت منه اره بر پاى او

 

شكر خداى كن كه موفق شدى به خير

 

ز انعام و فضل او نه معطل گذاشتت

 

كنت منه كه خدمت سلطان كنى همى

 

منت شناس از او كه به خدمت بداشتت»

 

گلستان سعدی

 

 

 

قبلش سلام !
و

ابتدا  آیه ای که در متن  حکایت به آن اشاره شده است  :

 

وَابْتَغِ فِيمَآ ءَاتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْأَخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا

 وَ أَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ

وَ لَاتَبْغِ الْفَسَادَ فِى الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ‏

و (اى قارون!) در آنچه خداوند به تو داده است، سراى آخرت را جستجو نما و (در عين حال) بهره‏ات را نيز از اين دنيا فراموش مكن و همان‏گونه كه خداوند به تو احسان كرده است، تو نيز (از اين ثروت به ديگران) احسان نما وبدنبال فساد در زمين مباش كه خداوند، فسادگران را دوست نمى‏دارد

قصص 77

 

و بعد آیه های مربوط به منت نگذاشتن در بخشش:

 

1:

الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند و سپس به دنبال آنچه انفاق كرده‏اند، منّت نمى‏گذارند و آزارى نمى‏رسانند، پاداشآنها برايشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند.

بقره 262

2:

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخشش‏هاى خود را با منّت وآزار باطل نسازيد

بقره 264

 

 

و بعد آیه های مربوط به بازگشت آنچه در راه خداوند بی منت انفاق میشود:

 

1:

يَشَاء وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ

وآنچه را از خوبى‏ها انفاق كنيد، به نفع خودتان است. و جز براى كسب رضاى خدا انفاق نكنيدو (پاداش) آنچه از خوبى‏ها انفاق كنيد به طور كامل به شما داده خواهد شد و برشما ستم نخواهد شد.

بقره 272

 

2:

قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَآ أَنفَقْتُم مِّن شَىْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ

بگو: بدون شك، پروردگارم براى هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را گشايش مى‏دهد، و يا براى او تنگ (و محدود) مى‏گرداند و هر چه را (در راه او) انفاق كرديد پس او (عوضش را) جايگزين مى‏كند و او بهترين روزى‏دهندگان است.

سباء 39

 

3:

وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَىْ‏ءٍ فِى سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ‏

و در راه خدا (و تقويت بنيه‏ى دفا عى اسلام) هرچه انفاق كنيد، پاداش كامل آن به شما مى‏رسد و به شما ستم نخواهد شد.

 

انفال 60

 

 

 

                  به امید روزی که بی حساب ببخشیم... بدون توقع بازگشت ...

                                                                      بضاعت اندکم را ببخشید

                                                                              بانو سادات

 


 
حلاوت ذکر
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

در انجيل آمده است:


 که ای فرزند آدم !

اگر توانگری دهمت مشتغل شوی به مال از من

وگر درويش کنمت تنگدل نشينی ،

پس حلاوت ذکر من کجا دريابی

و به عبادت من کی شتابی ؟

 

گه اندر نعمتی ، مغرور و غافل

گه اندر تنگدستی ، خسته و ريش

چو در سرا و ضرا حالت اين است

ندانم کی به حق پردازی از خويش

 

گلستان سعدی

 

و اما آيه های مشابه در اين معنی :

 

 

وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ

وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا

و هرگاه كه به انسان نعمتي عطا كرديم ، روي گرداند و شانه ي خودرا (از روي تكبّر) چرخاند و چون (كمترين ) گزندي به او رسد (از همه چيز) مأيوس و نوميد شود.
اسراء - ۸۳

 

 

و

 

 

لَّا يَسْئَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَآءِ الْخَيْرِ


انسان از دعاى خير خسته نمى‏شود،


 

 وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوطٌ

 

و هرگاه شرّى به او رسد

 پس بسيار مأيوس و نوميد مى‏شود.

فصلت - ۴۹

 و

 

 

وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنََا بِجَانِبِهِ

  و هرگاه به انسان نعمتى بخشيم،

 

 

روى گرداند و خود را كنار كشد

وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٍ

و هرگاه شرّى به او رسد پس دعايى طولانى كند.

فصلت - ۵۱

 و

 

وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ

و امّا هنگامى كه براى امتحان‏، روزيش را بر او تنگ مى‏گيرد [مأيوس مى‏شود و]

مى‏گويد: (پروردگارم مرا خوار كرده است‏!)

 

سوره الفجر - ۱۶

 

 

 

 


 
حکمت
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده گفت: ای موسی دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمده ام . موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات مردی را دید گرفتار و خلقی انبوه بر او گرد آمده گفت: این چه حالت است ؟ گفتند:  خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته اکنون به قصاص فرموده اند. و لطیفان گفته اند:

 

گربه مسکین اگر پر داشتی

تخم گنجشک از جهان برداشتی

 

عاجز باشد که دست قوت یابد

برخیزد و دست عاجزان برتابد

 

و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض

موسی علیه السلام به حکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار .

 

ماذا اخاضک یا مغرور فی الخطر

حتی هلکت فلیت النمل لم یطر

( ای خود بین چه چیز تو را به خطر کردن واداشت که تو را به هلاکت رساند ؟ کاشکی مورچه بال در نمی آورد )

 

بنده چو جاه آمد و سیم و زرش

سیلی خواهد بضرورت سرش

آن نشنیدی که فلاطون چه گفت

مور همان به که نباشد پرش

 

پدر را عسل بسیار است ولی پسر گرمی دار است.

 

آنکس که توانگرت نمی گرداند

او مصلحت تو از تو بهتر داند

و اينک مروری داريم بر آيه ی نورانی مزبور :

 

« وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ »

 و اگر خداوند براى بندگانش رزق را توسعه مى‏داد در زمين طغيان مى‏كردند ولكن آنچه را مى‏خواهد به اندازه‏اى (معيّن) نازل مى‏كند. زيرا كه او به بندگانش آگاه و بيناست.