آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
گم‌راهي
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

 

  • ملک : قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَعِيَ

    أَوْ رَحِمَنَا

  • فَمَن يُجِيرُ الْکَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ   ﴿ 28 ﴾   

     

  • بگو> :به ׀…ن خبر دهید، اگر خدا مرا و هر که را با من است هلاک کند یا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه کسى کافران را از عذابى پر درد پناه خواهد داد؟

     

     

    Say (O Muhammad): Have ye thought: Whether Allah causeth me (Muhammad) and those with me to perish or hath mercy on us, still, who will protect the disbelievers from a painful doom?


     

    گم‌راهي

    01 اي ديوان، اي فريب‌كاران، همه به آيين ِ من براي خرسندي ِ خداي دانا دست به نيايش هستند خواه كسي از مردم ِ خانه باشد، خواه از آبادي و خواه از انجمن ِ دوستي جهاني، و مي‌گويند: « پيام‌برانِ تو باشيم و كساني را كه بدخواهانِ تو هستند، بازبداريم. »

    02 در پاسخ ِ نيايش كنندگان، خداي دانا كه از شهرياري خود با منش ِ نيك هم‌راه و با راستي درخشان هم‌گام است، گفت: « ما آرامش ِ نيكِ شما را كه در افزايش و گسترش است مي‌پسنديم. » (نيايش كنندگان گفتند:) « آن از آنِ ما باد!»

    03 ولي شما اي ديوانِ فريب‌كار و كساني كه شما را بسي مي‌پرستند، همه تخمه‌ي كج‌انديشي و دروغ و بي‌ارجي هستيد. فريب‌كاري‌هاي شما، شما را در جهانِ آباد رسوا ساخته است.

    04 زيرا شما كاري كرده‌ايد تا مردم بدترين كارها را انجام دهند و « ديو دوست » خوانده شوند. از انديشه‌ي نيك دوري جويند و از خردِ خداي دانا و از راستي گريزان باشند.

    05 بدين سان شما با فريبِ خود مردم را از زندگاني خوب و جاويدان باز داشته‌ايد. ولي شما نيز فريبِ كج انديشي را در انديشه و گفتار ِ و كردار ِ خود خورديد و چنين پنداشتيد كه دروغ‌كاران را برتري بخشيده‌ايد.

    06 شايد هم كسي با همه‌ي پُرگناهي خود، با اين كارهاي خود داراي نام و آوازه شود ولي اي خداوندِ جان و خرد، تو در والاترين انديشه‌ي خود همه چيز را به ياد داري و خوب مي‌داني كه در شهرياري تو و در پرتوِ راستي، آن پيام ِ توست كه پيروز مي‌باشد.

    07 درباره‌ي اين گناهان، همين بس كه هيچ دانايي از راهِ زور به كام‌يابي نرسيده كه آن را بتوان پيروزي گفت. از سرانجام آزمايشي كه فلز ِ مردم را آب و تاب مي‌بخشد، تو به‌تر از همه آگاه هستي.

    08 درباره‌ي اين گناهان، جمشيد فرزندِ ويوَنگُهان را مي‌گويند كه براي خشنود ساختن ِ مردم خود را خداوند جهان خواند. من درباره‌ي چنين گناهان، اي خداي دانا، به داوري تو بي‌گمانم.

    09 آموزگار ِ بد سخنانِ دين را بر مي‌گرداند و با اين بدآموزيِ خود زندگاني ِ خردمندانه را تباه مي‌كند. بدين سان مردم را از داشتن ِ سرمايه‌ي گران‌بهاي انديشه‌‌ي نيك باز مي‌دارد. من باين گفته‌هايي كه از خرد بر مي‌آيند، نزدِ شما، اي خداي دانا و اي راستي، گله مي‌كنم و پناه مي‌‌خواهم.

    10 آن كس آيين ِ پاك را تباه مي‌كند كه نگريستن ِ جهان و خورشيد را با چشماني روشن از بدترين كارها مي‌پندارد و نيك انديشان را در برابر ِ دروغ‌كاران مي‌گذارد و بر درست‌كاران شمشير مي‌كشد.

    11 و نيز كساني زندگي را تباه مي‌سازند كه دروغ‌كاران را چون زنان و مردانِ نيك، نام‌ور مي‌نمايند، دارايي مردم را مي‌ربايند و راست‌كاران را، اي مزدا، از به‌ترين انديشه باز مي‌دارند.

    12 آنان با چنين آييني مردم را از به‌ترين كارها باز مي‌دارند و براي همين خداي دانا براي آنان كيفري بد گذاشته زيرا آنان زندگاني جهان را با خوش‌گذراني تباه مي‌سازند و از اين ره‌گذر، پيش‌وايانِ تاراج‌گر كيشي شهرياريِ دروغ توان‌گران را به جاي آيين ِ راستي برگزيده‌اند.

    13 از چنين شهرياري است كه تباه‌كاران اين زندگاني با تاراج‌گري خود در لانه‌ي بدترين انديشه به سر مي‌برند. باري، اي خداي دانا، كساني هم كه از روي آز، از پيام ِ برانگيخته‌ي تو نالانند، آز ِ آنان، آنان را از ديدار ِ راستي باز مي‌دارد.

    14 زماني است كه براي به دست آوردنِ دارايي مفت، كاويان شاه‌زادگانِ فرزانه، نيز هوش و كوش ِ خود را به همين كار بسته‌اند و از اين راه، به دروغ‌كاران ياري مي‌كنند. آنان مي‌گويند كه جهان را بايد به تباهي كشاند زيرا مستي نوشابه‌ي هوم، آن دوردارنده‌ي هوش، آنان را برافروخته و بدين كارها برانگيخته است.

    15 ولي در پي همين كارها، پيشوايان ِ كيش ِ دروغين و شاه‌زادگانِ خودكامه نيز به دستِ كساني تباه مي‌گردند كه آنان را تا كنون نگذاشته‌اند كه از زندگاني آزادانه برخوردار باشند. از اين دو دسته‌ي زبردستان و زيردستان، آن زيردستان هستند كه به خانه‌ي انديشه‌ي نيك راه‌نمايي خواهند شد.

    16 همه‌ي آموزش‌هاي مردِ اَبَردانا شنيدني و به‌ترين مي‌باشد. من، اي خداي دانا، در برابر ِ كساني كه مرا مي‌ترسانند، توانا مي‌باشم زيرا من در پيش ِ آزارهاي دروغ‌كاران با سخنانِ استوار ِ خود پيش‌دستي مي‌كنم.

     

     


  •  
    برای رفع گرفتاری بگو :
    ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

     

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

     

    وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿83﴾

     

    و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان (83)

    فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ ﴿84﴾

    پس [دعاى] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان [باشد] (84)

     

     

    http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=&lang=far&sura=21&ayat=83&user=far&tran=1

     

     


     
    آن كس كه استادش را باور دارد...
    ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

    بودا: فراز چهارم     

    نوشتارها - چنين گفت بودا: 

    آن كس كه استادش را باور دارد، آن كه هماهنگ و سازگار با راه‌نمايي‌هاي استادش روزگار به سر انجام مي‌رساند، چنين باور دارد: "استاد، خداوندگار من است؛ من پيرو و شاگرد اويم. استاد مي‌داند؛ من نمي‌دانم."

    شاگردي که استاد را باور دارد و به کاربرنده‌ي دستورهايش در زندگي است و آموزه‌هاي استاد انگيزه‌ي رُستن و نيرومندي‌اش است و او را پيش مي‌برد.

    چنين مي‌پندارد: « اگر پوست و استخوان و تار و پودم در راه دست‌يابي به آن چه دست‌يافتني است، از هم بگسلد، باز هم با شادي و خشنودي تلاش خواهم كرد.»

    ‌ شاگردي که استاد را باور دارد و هم‌آهنگ با آموزه‌هاي او زندگي مي‌کند يکي از دو پي‌آمد را چشم دارد:

    اگر گاهِ بازگشت نيست دانش اندوزي ژرف همان دم و همان ‌جا،

    يا اگر گاهِ زندگي دوباره باشد پي‌ريزي بازگشت.

     

    http://paarsimaan.com/index.php?option=com_content&task=view&id=79&Itemid=50

     


     
    حكايت كشاورز
    ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

     

    بار ديگر عيسي در كنار درياچه به تعليم مردم پرداخت و جمعيتي انبوه نزدش گرد آمدند، بطوري كه مجبور شد در قايقي بنشيند و كمي از ساحل فاصله بگيرد و از همانجا با مردم سخن گويد.

    او وقتي مي خواست چيزي به مردم بياموزد، معمولا آن را بصورت داستان بيان مي كرد.

     

     

     مثلاً يكبار اين داستان را نقل كرد:

    گوش كنيد! روزي كشاورزي رفت تا در مزرعه اش تخم بكارد. هنگامي كه تخم مي پاشيد

    مقداري از تخمها در جاده افتاد و پرنده ها آمده، آنها را از آن زمين خشك برداشتندو خوردند.

    و مقداري نيز روي خاكي افتاد كه زيرش سنگ بود به همين خاطر زود سبز شدند ولي طولي نكشيد كه زير حرارت آفتاب سوختند و از بين رفتند چون ريشهء محكمي نداشتند.

    بعضي از تخم ها نيز در ميان خارها ريختند، خارها دور آنها را گرفتند و نگذاشتند ثمري بدهند.

    اما مقداري از تخمها در زمين خوب و حاصلخيز افتاد و سي برابر زيادتر و بعضي ها تا شصت و حتي صد برابر ثمر دادند. اگر گوش داريد گوش كنيد!

     

     

    پس از آن وقتي آن دوازده نفر و ساير پيروانش با او تنها بودند از او پرسيدند: منظور از اين داستان چه بود؟

    عيسي جواب داد:

    خدا به شما اين اجازه را عطا فرموده تا اسرار ملكوتش را درك نماييد. ولي براي آناني كه از من پيروي نمي كنند، بايد همه چيزها را به صورت معما و مثل بيان كرد.

    همانطور كه يكي از پيامبران فرموده: با اينكه مي بينند و ميشنوند، اما چيزي درك نمي كنند و بسوي خدا بر نمي گردند تا خدا گناهانشان را ببخشد.

    سپس به ايشان گفت: اگر منظور اين مثل را درك نكرديد، مثلهاي ديگر را كه خواهم گفت، چگونه خواهيد فهميد؟

     

     

    منظور از كشاورز كسي است كه پيام خدا را مانند تخم در دل مردم مي كارد

    آن جاده خشك كه بعضي تخمها بر آن افتاد، دل سنگ كساني است كه پيام  خدا را مي شنوند، ولي چون قلبشان سخت است، فورا شيطان مي آيد و آنچه را كاشته شده است مي ربايد.

    خاكي كه زيرش سنگ بود، دل كساني است كه با خوشحالي پيام خدا را مي شنوند

    ولي مانند آن نهال تازه،  چون ريشه عميقي نمي دوانند گرچه اول خوب پيش مي روند ولي همينكه ازار و اذيتي ببينند، فوري ايمان خود را از دست مي دهند.

    زميني كه از خارها پوشيده شده بود، مانند دل اشخاصي است كه پيام را قبول مي كنند

    اما چيزي نمي گذرد كه گرفتاريهاي زندگي، عشق به ثروت، شهوت طلبي و علاقه به چيزهاي ديگر آنقدر فكرشان را مشغول مي كند كه ديگر جايي براي پيام خدا در قلبشان باقي نمي ماند. در نتيجه هيچ ثمره اي به بار نمي آيد

    و اما زمين خوب و حاصلخيز دل انسانهايي است كه پيام خدا را با جان ودل ميپذيرند و درمقابل، سي برابر، شصت و حتي صد برابر ثمر مي دهند.

     

                                                                             انجيل مرقس / 4 (1 تا 20)

     

     

     

     


     
    رسول عشق
    ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

     

    چنين گفت مهاتما:

    اي انسان

    رسولي فرستاده نشد جز براي ابلاغ عشق

    يک پيام به رنگ ها

    صورت ها

    به يک معما

    يکي

    از اولين لحظه هبوط آدم بر خاک

    قصه آدم و حوا

    از ازل تا ...

    ابد

    از طلوع اول تا آخرين روب

    پيام پيام عشق است

    پيام الله راز هستي

    پيامي که با هر طلوع ابلاغ ميشود

    در هر عطر گلي به مشام مي رسد

    در ذرات گستره خاک

    در گردش شورانگيز باد

    در سماع آتش

    در درد کلام هر رسول و هر نبي

    در  اشاره عصاي «از آب گرفته شده» (موسي)

    در دم حيات بخش مصلوب «جلجتا»(عيسي)

    در دستورات «شاهزاده بنارس» (بودا)

    در تمامي سرودهاي «ريگ ودا»

    در پندارهای نيک «زرد استر»(زرتشت)

    در جوهر کلام «رحمه للعالمين»

    حبيب عالم عشق

    جز عشق و جز عشق نبودو نبود

    همان که کوه بر نتافت و انسان بر تافت

    آدمي خود رسول عشق است

    پيامبري دردانه

    بر او رسولاني آمدند تا بداند

    که خود او رسولي است در ملت عشق

    اي رسول عشق! آنچه را که خداوند در باغ عدن پنهاني در گوش ات گفت بگو تا ابليس از حسادت بميرد

    تو شريعت عشق مي داني

    از طريقت عشق رو برنتاب

    تو که حقيقت را نيز ديده اي !!!

    اي عزيز هستي بخوان به نام عشق

    بخوان تا زندگاني نميرد

    بخوان!

    سرود سي و ششم اوپانيشاد

     

     

    HydroForum ® Group

     

     

     

     


     
    ...
    ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

     

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ  

     

     

    حشر : لاَ يَسْتَوِي اصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ

     أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ   ﴿ 20 ﴾     جزء 28  

  • دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند، بهشتیانند که کامیابانند.

    Not equal are the owners of the Fire and the owners of the Garden. The owners of the Garden, they are the victorious.


    (1 / 1)       1 / 1

  •  

    نساء : إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللّهِ

     وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُولئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ

    وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً   ﴿ 146 ﴾     جزء 5  

    مگر کسانى که توبه کردند و[ عمل خود را ]اصلاح نمودند و به خدا تمسک جستند و دین خود را براى خدا خالص گردانیدند که[ در نتیجه ]آنان با مومنان خواهند بود، و به زودى خدا مومنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشید.

    Save those who repent and amend and hold fast to Allah and make their religion pure for Allah (only). Those are with the believers. And Allah will bestow on the believers an immense reward.



     
    تا فرصت باقي است بايد به سوي خدا بازگشت نمود
    ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

     

     

    عيسي بر سر راه خود به اورشليم، به شهرها و دهات مختلف مي رفت و كلام خدا را به مردم تعليم مي داد.

    روزي شخصي از او پرسيد:

    "خداوندا آيا تعداد نجات يافته گان كم خواهد بود؟"

    عيسي فرمود:

    در آسمان تنگ است پس بكوشيد تا داخل شويد. زيرا يقين بدانيد كه بسياري تلاش خواهند كرد كه داخل گردند اما نخواهند توانست

    زماني خواهد رسيد كه صاحب خانه در را خواهد بست . آنگاه شما بيرون ايستاده، در خواهيد زد و التماس خواهيد كرد كه

    خداوندا خداوندا در را به روي ما باز كن! اما او جواب خواهد داد كه من شما را نمي شناسم!

    شما خواهيد گفت : ما با تو غذا خورديم! تو در كوچه هاي شهر ما را تعليم  دادي! چگونه ما را نمي شناسي؟!

    اما او باز خواهد گفت : من به هيچ وجه شما را نمي شناسم! اي بدكاران از اينجا دور شويد!

    آنگاه وقتي ببينيد كه ابراهيم و اسحاق و يعقوب و همه انبياء در ملكوت خدا هستند و خودتان بيرون مانده ايد، از شدت ناراحتي خواهيد گريست و لبهايتان را خواهيد گزيد.

    مردم از تمام نقاط جهان آمده در ضيافت ملكوت شركت خواهند كرد، اما شما محروم خواهيد ماند.

    بلي يقين بدانيد آناني كه اكنون خوار و حقير شمرده مي شوند در آن زمان بسيار سرافراز خواهند گرديد و آناني كه حالا مورد احترام و تمجيد هستند در آن زمان حقير و ناجيز به حساب خواهند آمد.

     

    انجيل لوقا / 14 (22 تا 30)


     

    ·  مؤمنون : فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلاَ أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلاَ يَتَساءَلُونَ    

    پس آنگاه که در صور دمیده شود،[ دیگر ]میانشان نسبت خویشاوندى وجود ندارد، و از[ حال ]یکدیگر نمى پرسند.

    And when the trumpet is blown there will be no kinship among them that day, nor will they ask of one another.

     

    ·  مؤمنون : فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ   ﴿ 102 ﴾      

    پس کسانى که کفه میزان[ اعمال ]آنان سنگین باشد، ایشان رستگارانند.

    Then those whose scales are heavy, they are the successful.

     

    ·  مؤمنون : وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِکَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ   ﴿ 103 ﴾      

    و کسانى که کفه میزان[ اعمال]شان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده[ و ]همیشه در جهنم مى مانند.

    And those whose scales are light are those who lose their souls, in hell abiding.

     

    ·  مؤمنون : تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا کَالِحُونَ   ﴿ 104 ﴾      

    آتش چهره آنها را مى سوزاند، و آنان در آنجا ترش رویند.

    The fire burneth their faces, and they are glum therein.

     

    ·  مؤمنون : أَلَمْ تَکُنْ آيَاتِي تُتْلَي‏ عَلَيْکُمْ فَکُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ   ﴿ 105 ﴾      

    آیا آیات من بر شما خوانده نمى شد و[ همواره ]آن را مورد تکذیب قرار نمى دادید؟

    (It will be said): Were not My revelations recited unto you, and then ye used to deny them?

     

    ·  مؤمنون : قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ   ﴿ 106 ﴾      

    مى گویند> :پروردگارا، شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم.

    They will say: Our Lord! Our evil fortune conquered us, and we were erring folk.

     

    ·  مؤمنون : رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ   ﴿ 107 ﴾      

    پروردگارا، ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر باز هم[ به بدى ]برگشتیم ، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.

    Our Lord! Oh, bring us forth from hence! If we return (to evil) then indeed we shall be wrong doers.

     

    ·  مؤمنون : قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلاَ تُکَلِّمُونِ   ﴿ 108 ﴾      

    مى فرماید[> :بروید ]در آن گم شوید و با من سخن مگویید.

    He saith: Begone therein, and speak not unto Me.

     

    ·  مؤمنون : إِنَّهُ کَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ   ﴿ 109 ﴾      

    در حقیقت ، دسته اى از بندگان من بودند که مى گفتند> :پروردگارا، ایمان آوردیم .بر ما ببخشاى و به ما رحم کن[ که ]تو بهترین مهربانى.

    Lo! there was a party of My slaves who said: Our Lord! We believe, therefor forgive us and have mercy on us for Thou art best of all who show mercy;

     

    ·  مؤمنون : اتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيّاً حَتَّي‏ أَنسَوْکُمْ ذِکْرِي وَکُنتُم مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ   ﴿ 110 ﴾      

    و شما آنان[ مومنان ]را به ریشخند گرفتید، تا[ با این کار ]یاد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى خندیدید.

    But ye chose them from a laughing stock until they caused you to forget remembrance of Me, while ye laughed at them.

     

    ·  مؤمنون : إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ   ﴿ 111 ﴾      

    من[ هم ]امروز به[ پاس ]آنکه صبر کردند، بدانان پاداش دادم .آرى ، ایشانند که رستگارانند.

    Lo! I have rewarded them this day forasmuch as they were steadfast; and they verily are the triumphant.

     

    ·  مؤمنون : قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ   ﴿ 112 ﴾      

    مى فرماید> :چه مدت به عدد سالها در زمین ماندید؟

    He will say: How long tarried ye in the earth, counting by years?

     

    ·  مؤمنون : قَالُوا لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْأَلِ الْعَادِّينَ   ﴿ 113 ﴾      

    مى گویند> :یک روز یا پاره اى از یک روز ماندیم .از شما گران[ خود ]بپرس.

    They will say: We tarried but a day or part of a day. Ask of those who keep count!

     

    ·  مؤمنون : قَالَ إِن لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلاً لَوْ أَنَّکُمْ کُنتُم تَعْلَمُونَ   ﴿ 114 ﴾      

    مى فرماید> :جز اندکى درنگ نکردید، کاش شما مى دانستید.

    He will say: Ye tarried but a little if ye only knew.

     

    ·  مؤمنون : أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَيْنَا لاَ تُرْجَعُونَ   ﴿ 115 ﴾      

    آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى شوید؟

    Deemed ye then that We had created you for naught, and that ye would not be returned unto Us?

     

    ·  مؤمنون : فَتَعَالَي اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِيمِ   ﴿ 116 ﴾      

    پس والاست خدا، فرمانرواى برحق ، خدایى جز او نیست[ .اوست ]پروردگار عرش گرانمایه.

    Now Allah be exalted, the True King! There is no God save Him, the Lord of the Throne of Grace.

     

    ·  مؤمنون : وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لاَ بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْکَافِرُونَ   ﴿ 117 ﴾      

    و هر کس با خدا معبود دیگرى بخواند، براى آن برهانى نخواهد داشت ، و حسابش فقط با پروردگارش مى باشد، در حقیقت ، کافران رستگار نمى شوند.

    He who crieth unto any other god along with Allah hath no proof thereof. His reckoning is only with his Lord. Lo! disbelievers will not be successful.

     

    ·  مؤمنون : وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ   ﴿ 118 ﴾      

    و بگو> :پروردگارا، ببخشاى و رحمت کن[ که ]تو بهترین بخشایندگانى.

    And (O Muhammad) say: My Lord! Forgive and have mercy, for Thou art best of all who show mercy.

     

     

    مقايسه اش با خودتان !

    ...