آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
امشب یک دقیقه بیشتر به یادم باش...
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

گفتم : امشب شب یلداست... طولانی ترین شب سال...

چه کنم بهتر است...؟

 

گفت:

وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً

و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او بپرداز

مزمل- ٨

...

یا ایها المزمل...

...

پی نوشت:

تمام شبها بی تو یلداست نازنین...


 
فقط تو میتوانی آرامم کنی...
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

گفتم: از نیش و کنایه این و آن خسته ام... 

قضاوتهایشان خسته ام میکند...

از آینه مغرضانه زنگار گرفته ای که جلوی چشمانم میگیرند بیزارم...

چه کنم؟

چگونه آرام کنم خودم را... ؟ درونم را؟...

چطور آرامشی که دیگران با حرفهایشان از من میگیرند را به خود بازگردانم؟...

چطور؟

 

گفت:

فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ

 

در برابر آنچه آنها مى‏گویند شکیبا باش،

و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب

تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور،

سوره ق آیه 39


 
قمار
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

قمار...

 

وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا

 

فولادوند: و هر که آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت

 

سوره شمس - آیه ١٠


 
اگر عذرم را نمی پذیرفتی چه میکردم...؟
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

گفتم: می‌شود مرا هم نجات دهی... به من هم نگاه کنی... مرا هم ... بخواهی؟

آخر با اینهمه سیاهی چه کنم... با این دل زنگار گرفته... با این شیشه کدر ...

گفت:

 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ

خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد،

 و پاکان را (نیز) دوست دارد.

بقره 222

فکر کردم... از پاکان که نیستم... پس کاش از توبه کنندگان باشم...

مهربان... مرا ببخش... بیا از نو شروع کنیم... می پذیری ام؟

...

میدانستم مهربان... توبه پذیر.. عذر پذیر...

از نو مینویسم:

سلام!


 
جاده دچار رفتن است .دچار چه ای؟
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

دچار یعنی جنگ بدون سلاح،

یعنی اسلحه های خالی

دچا یعنی گوشه ی اتاق ، وقتی ساعت از ٣ صبح گذشته

یعنی حفظ بودن همه ی شعرها ، همه ی آیه هایی که

بوی تو می دهند

شعرهای رفتن و ...

دچار یعنی جاده

که فقط می رود

و منتظر کسی است

می دانی چه می شود که جاده ای همیشه در رفتن باشد و

...

مسافری در آن قدم نگذارد!

می دانی روزی جاده تمام...!

 

(8) قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ

 

دلهایى در آن روز سخت مضطرب است،

النازعات- آیه ٨



 
دست چه کسانی را می فشاری... به مهر؟
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

گفتم: در این میانه  چه کسانی را نجات می‌دهدی عزیز؟

جواب داد:

 ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا

سپس آن‌ها را که تقوا پیشه کردند از آن رهایی می‌بخشیم.

مریم/٧٢؛

فکرش را که میکنم... قانون ساده ای است... مثل کودکی هایم...

اگر به حرف مادر گوش کنم  دستم را محکم میگیرد... و هرگز رهایم نمیکند...


 
پینوکیو
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

وقتی جهل

 موریانه وار در ذهن شهر می دود

 خیال آدم شدن

 سیب کالیست

 که عصای هیچ پیامبری

 آن را بر زمین نخواهد ریخت

 ***

 و تو به رسولت گفته ای :

 

 وَإِذَا رَأَوْکَ إِن یَتَّخِذُونَکَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِى بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا

این کافران هرگاه تو را ببینند ، کاری ندارند جز آنکه تو را تمسخر کنند که آیا این مرد همانست که خدا به رسالت به خلق فرستاده ؟

 سوره ٢۵ - الفرقان - آیه ۴١


 
فاصله را بردار عزیز... دلمو به دست آر عزیز...
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

 

گفتم: به خودت قسم دوستت میدارم...
دلم  میخواهم با تو باشم و برای تو،
میخواهم بیایم به سویت اما نمیدانم چه چیز نمی‌گذارد... 
نمیدانم چه چیز بین ما فاصله است...؟ 
شیطان ... حسادتش میشود...

گفت:

 وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ

 و هرگاه وسوسه‌ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر

أعراف/٢٠٠

پاورقی:

چه ساده است... فقط کافی است بگویی پناه میبرم به خداوند... به نیروی برتر جهان...
چرا تعجب میکنم؟
مگر برای کشتن ویروس چیزی جز یک کلیک ساده روی یک فایل خاص انجام میدهیم؟....
مگر برای جلوگیری از ورود ویروس به کامپیوترمان کاری به  غیر از یک تنظیم ساده Fire Wall انجام میدهیم؟
پناه بردن به خداوند هم همینطور است...
قل اعوذ برب ...

 


 
اشتیاق داشتنت...
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

در دورترین امامزاده ها، پای هر درختی نماز خواندم و خواستمت ...
و چه حرفها که شنیدم و چه دردها که کشیدم...
- چه خوب گفتی:

 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

به یقین با (هر) سختى آسانى است!             (سوره شرح - ۵)

پس در هر سختی ای گشایشی هست...

...

پی نوشت:
نفسم هی تنگ...