آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
حکمت
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده گفت: ای موسی دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمده ام . موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات مردی را دید گرفتار و خلقی انبوه بر او گرد آمده گفت: این چه حالت است ؟ گفتند:  خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته اکنون به قصاص فرموده اند. و لطیفان گفته اند:

 

گربه مسکین اگر پر داشتی

تخم گنجشک از جهان برداشتی

 

عاجز باشد که دست قوت یابد

برخیزد و دست عاجزان برتابد

 

و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض

موسی علیه السلام به حکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار .

 

ماذا اخاضک یا مغرور فی الخطر

حتی هلکت فلیت النمل لم یطر

( ای خود بین چه چیز تو را به خطر کردن واداشت که تو را به هلاکت رساند ؟ کاشکی مورچه بال در نمی آورد )

 

بنده چو جاه آمد و سیم و زرش

سیلی خواهد بضرورت سرش

آن نشنیدی که فلاطون چه گفت

مور همان به که نباشد پرش

 

پدر را عسل بسیار است ولی پسر گرمی دار است.

 

آنکس که توانگرت نمی گرداند

او مصلحت تو از تو بهتر داند

و اينک مروری داريم بر آيه ی نورانی مزبور :

 

« وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ »

 و اگر خداوند براى بندگانش رزق را توسعه مى‏داد در زمين طغيان مى‏كردند ولكن آنچه را مى‏خواهد به اندازه‏اى (معيّن) نازل مى‏كند. زيرا كه او به بندگانش آگاه و بيناست.