آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
ياد خداوند
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

پادشاه پارسايي را ديد. گفت : "هيچت از ما ياد آيد"

گفت: "بلي . وقتي كه خدا را فراموش مي كنم "

 

هر سو دود آن كش ز بر خويش براند

و آن را كه بخواند بدر كس ندواند

 

گلستان سعدي

 

 

سلام...

حكايت امروز كوتاه است. مختصر و مفيد ... اما من ميخواهم كمي پرحرفي كنم ...

در كتاب آسماني مان قرآن كريم آيه هاي زيادي وجود دارد در باب اينكه "شيطان انسان را از ياد خداوند غافل ميكند" . مثل :

 

1

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ

أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ

أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

شيطان بر آنان مسلط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده

آنان حزب شيطانند!

 بدانيد حزب شيطان زيانكارانند!

 

مجادله- آيه 19

 

 

2

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ

 وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ

فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ

همانا شيطان مي خواهد به وسيله شراب و قمار، ميان شما دشمني و كينه بيفكند

و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد.

پس (با اين همه مفاسد) آيا دست برمي داريد؟.

مائده آيه 91

 

 

و حتي  آيه هايي هم وجود دارد كه فراموش كردن بعضي امور را نيز كار شيطان ميداند :

 

3

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ

فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ

فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ

و (يوسف ) به آن زنداني كه مي دانست آزاد مي شود

گفت : ((مرا نزد ارباب خود بياد آور))

(ولي ) شيطان يادآوري به اربابش را از ياد او برد،

 در نتيجه (يوسف ) چند سالي در زندان ماند.

سوره يوسف آيه 42

 

 

 

قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ

وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ

وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا

(آن جوان ) گفت : آيا به ياد داري وقتي كه به صخره پناه برديم و من (پريدن ) ماهي (به دريا) را فراموش كردم (كه براي تو بگويم ) و كسي جز شيطان آن را از ياد من نبرد، تا آن را يادآوري كنم . و (در كمال ) شگفتي ماهي راه خود را در دريا پيش گرفت (و رفت ).

سوره كهف آيه 63

 

 

 

 

 

اينجا متاسفانه مجال بحث در مورد شيطان و اينكه شيطان دقيقا چيست و كيست و ... نيست و من خودم كلا در مورد شيطان خيلي سوال دارم – كه اگر كسي لطف كند و منبعي معرفي كند برايش خوشحالم ميكند- ولي در هر حال :

ذيل اكثر آيات اشاره شده، مفسرين كلمه شيطان را اينطور ترجمه كرده اند كه :

هر كس يا چيزي كه انسان را از ياد خدا غافل سازد همان شيطان است...

حالا من فقط ميخواهم يك چيز كوچك بگويم... بياييد كمي فكر كنيم... چقدر خودمان با حرفهايمان با نوشته هايمان با شعرهايمان با وبلاگهايمان ...اين و آن را از ياد خداوند غافل ميكنيم... و چقدر دوستانمان هم با ما اينگونه اند ...

يادم مي آيد در كتاب كيمياي محبت خواندم شيخ گفته بود به يكي از شاگردهايش كه جواني را در برزخ ديدم. گفت : نميداني اينجا چه خبر است... اينجا تازه مي فهمي هر لحظه اي كه به ياد خدا نبوده اي چقدر ضرر كرده اي...

حالا من و تو هي مي نشينيم دور هم و هي حرفهاي چرت و پرت تحويل هم مي دهيم . هي غيبت ميكنيم. هي تهمت ميزنيم. هي بذر كينه و دشمني در دل هم مي كاريم ... هي به هم توهين ميكنيم... هي از اين و آن عيبجويي ميكنيم...هي ديگران را نزد اين و آن خرد و حقير ميكنيم... هي كارهاي بيهوده ميكنيم... هي بيهوده مي نويسيم. بيهوده ميخوانيم. بيهوده مي گوييم... اين "بيهوده" خيلي جاي بحث دارد...  اگر انصاف داشته باشيم و كمي بدون تعصب فكر كنيم خواهيم ديد اكثر كارها، رفتارها، حرفها، پستها، كامنتها و ايميلهاي ما  "بيهوده"  است... بيهوده...

بياييد سعي كنيم از امروز طوري باشيم كه حرفها، نگاهها ، نوشته ها ، شعرها و پستهايمان از بيهودگي در بيايد ... به جاي موج منفي موج مثبت داشته باشد... ديگران را به ياد خدا بياندازد... نه فقط با نام خدا... با از هريك از صفاتش گفتن... از زيبايي گفتن.. از مهرباني گفتن...از عشق گفتن... از صفا.. وفا... محبت... صبر... و حتي كفاره اعمال...عذاب  و ... (همه صفات خداوند ...)

و برخلاف آنچه ديگران مي پندارند اين كار نه تنها ريا و تظاهر نيست بلكه تمريني است براي هميشه به يادش بودن... بياييد تمرين هميشه به يادش بودن كنيم... با هم ...

 

و در خاتمه:

شيطان ميخواهد بين ما كينه و دشمني ايجاد كند و ما بايد نگذاريم...

براي شروع خوب است هميشه از خودمان شروع كنيم. من هم از خودم شروع ميكنم... از امروز كينه و دشمني ام را با همه دوستان خداوند... ميگذارم كنار... و سعي ميكنم دوستشان داشته باشم... و سعي ميكنم سعي ميكنم سعي ميكنم ... :

سعي ميكنم دوست داشته باشم. حتي كساني كه با بيهوده گويي هايشان زندگي ام را تباه كردند ... حتي آنانكه ندانسته قضاوت كردند و بدون آنكه فرصت دفاع به متهم بدهند ... حيثيتش را به طناب دار كشيدند... و ساء ما يحكمون...

 حتي كساني كه از شدت نفرت و دشمني و غضب شان دوست دارند نام الهه از روي صفحه روزگار پاك شود...  ("الهي ... كاش عبدالله خاك شدي و نام او از جهان پاك"....)

حتي حتي كساني كه آنقدر كينه و نفرت از الهه قلبشان را پر كرده كه منطق و عرف و ادب و همه چيز را زير پا ميگذارند و بي محابا اظهار دشمني و نفرت ميكنند  و طاقت ندارند كسي نام الهه را ببرد...  و باز هم از مهرباني سخن ميگويند !!!

... بگذار بگويند... بگذار دشمن بمانند... حرف از مهرباني و محبت هميشه زيبا و ماندني است حتي اگر فقط حرف باشد... و دشمني و نفرت و كينه هميشه زشت و ناپسند و ناماندگار است...حتي اگر الهه هم مستحق اينهمه نفرت باشد ! ...

 اميدوارم قلب آنها هم پاك شود از اين سياهي كينه و نفرت  كه من دوست ندارم باعث سياهي دل كسي باشم حتي ...! و اميدوارم خداوند مهربان، محبت دوستانش را به قلب يكديگر بياندازد...

القصه ... شايد ديگر مجالي براي اينگونه سخنها نماند.

با احترام به سيد هانی رضوی كه بحث حلاليت طلبيدن و حلال كردن را از او ياد گرفتم ... ميخواهم تا زنده ام بگويم كه :

تا امروز همه از الهه بحلند ... همه حلال...

شما هم مرا حلال كنيد... لطفاً

همديگر را حلال كنيم و دعا كنيم دوستان...

يا رحيم...ارحم عبدك الضعيف...

 

تا خدا بنده نوازست به خلقش چه نياز

مـيكشم ناز يــكي تا به همه ناز كـــنم

 

 

 كسي كه دوست دارد هر آنكه دوست دارد خدايش را:

الهه سلطاني

 (الهه ناز و الهه بانوها )