آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
...
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که روز و شب به خدمت سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان.

ذوالنون بگریست و گفت: اگر من خدای را عز و جل  چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جمله صدیقان بودمی

 

گر نه امید و بیم راحت و رنج

پای درویش بر فلک بودی

ور وزیر از خدا بترسیدی

همچنان کز مَلِک، مَلَک بودی

 

 

در مورد روز و شب به خدمت بودن، یا به خیرش امیدوار بودن، و یا از عقوبتش ترسان بسیار آیه میخواستم بنویسم ... (که در کامنت دانی خواهد آمد) اما چشمم به آیه 9 سوره الزمر که افتاد دیدم زیاده بر آن جایز نیست... :

 

أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

 

[آيا چنين كسى با ارزش است‏] يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام‏، از عذاب آخرت مى‏ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است‏؟! بگو: (آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏شوند!)

 

سوره الزمر آيه 9


 

ربنا...

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ

أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ

و ذاالنون [= يونس‏] را [به ياد آور] در آن هنگام كه خشمگين [از ميان قوم خود] رفت‏؛ و چنين مى‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت‏؛ [امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت‏،] در آن ظلمتها[ى متراكم‏] صدا زد: ([خداوندا!] جز تو معبودى نيست‏! منزّهى تو! من از ستمكاران بودم‏!)

سوره الانبياء آيه 87  

 

و حسن ختام:

واقعه تلخ سامراء و اهانت به حرمین دو امام مهربانمان ... پدر و جد مهدی دین پناه... را به همه مسلمانان و به خصوص شیعیان و قبل از همه به امام زمانمان تسلیت گفته و از خداوند برای مهدی عزیز که قلبش پر از غم اهانتهای همیشه روزگار بود و این روزها خونین تر شده است صبر و تعجیل در فرجش را خواهانیم...

اللهم عجل لولیک الفرج...

وبلاگ الهه بانو به همین مناسبت به روزی دلنشین دارد...

التماس دعا