آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
درد دريا ۲
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

ادامه :

 

سالكان از آتما ديگر سخني نشنيدند

سالكان پيش دريا رفتند و نشستند

زمانها و زمانها گذشت و سالها

سالكان صبوري كردند و نماز

آنگاه دريافتند، دانستند

نزد آتما بازگشتند

آتما از ديدارشان شاد و مسرور شد

آتما گفت: " انسان بارش است و باريدن است

برخاستن است و در خواستن

خروشيدن است

نبارد، نخروشد و بماند، خشك ميشود

بحر ميت

مرداب

شوره زار

كوير

خار و خوار

مزبله در مزبله

كفر عناد با خود

انسان بر گونه درياست، اگر جان و دل دريا كند

دريا آنيت آدمي است

دستان و سينه تان را باز كنيد

برهما، درياي عشق و رحمت است بر همگان

اگر..."

سرود سي ودوم اوپانيشاد

 

 

پاورقي:

پرنو : كلمه مقدس، او، هو، الله

آنيت: آن ديگر انسان، خود متعالي، روح متعالي