آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
عشق حیات است
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳۸٥ : توسط : در پی او ...

...

اي سالک به خلق خدا چنان سلام کن که شرمنده شوند

با خلق نباش اما براي خلق زندگي کن

مردم فرزندان خدا هستند

فرزندان او را دوست بدار

غم مردم فرومايه را مخور

مال مردم خون مردم است

خون مردم نخور

سعي کن با اعمالت به مردم پند دهي

پند عملي به جانشان مي نشيند

پند عملي سروري ندارد

پند عملي به زير دستان محکمتر اثر مي کند

اي سالک قبولي خلق گمراهت نکند!

قبولي خلق مار زهرآگيني است

قبل از آنکه مردم را امتحان کني خودت را امتحان کن

مردم را در درياي محبت غرق کن

مردم را با محبت تان بشوئيد

دانش محبت بياموزيد

دور  انديش باش

دست دورانديشي صبر است

پاي دور انديشي تحمل است

رکن دورانديشي بدگماني است

اي سالک خردمند باش تا عشق بر تو ببارد

تا عاقل نشوي معشوقي برايت انتخاب نمي شود

هرچيز مکروه ترا به سوي عشق ازلي رهبري کند يار است

هر چيز پاک که ترا از سوي عشق حقيقي باز دارد يار نيست

عشق حيات است

اي سالک سخن لغو و هزل و هجو کام ات را بدبو مي کند

 ...

 

بخشي از سرود سي و چهارم از سرودهاي اوپانيشاد