آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
مرا گفت
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦ : توسط : در پی او ...
* مگر « ارحم الراحمین » نیست و « ذوالفضل العظیم » ... پس چرا نمی بخشد ؟
- چه می خواهی ؟
* نمی توانم بگویم ! بین من و اوست ... تمنایی دارم نه بزرگ ! همانی که همه دارند و نعمتی است که از پس آن خیر ها تواند سرشار گردد ...
- اگر خواستنت « استمرار بر مسیر حق » و « اراده » و از این جنس است که صحبتی دیگر و مجالی دگر ...
* نه نه ! اینها نیست ... به درگاه امام حسین هم رفتم؛ طلب کردم غیر اینها را ! دنیا می خواهم... نه دنیا نیست، نعمتی ساده که همگان دارند ...
- اگر نداده و نخواسته؛ قطعاً حکمتی در آن بنهفته ... « عسی أن تحبوا شیئا و هو شر لکم ... »
* نمی خواهم! فقط این را می خواهم ... با او خط و نشان هم کشیده ام؛ اگر ندهد قهر می کنم و می روم ...
- ؟ او را تهدید می کنی ؟ مگر او به تو محتاج است ؟ اگر از محبت، چتر بر تو گشود و تو را آفرید و چنین بزرگت کرد، حال داعیه دار شده ای که چرا نداده ؟ مگر تو بودی و تو خواستی !؟
* نمی دانم و این حرفها نمی پذیرم ! آخر پس چرا به همگان به رایگان می دهد و به من ...
- فراموش کردی که « یعلم ما لا تعلمون » ... مثال تو، مثال کسی است که فضل و رحمت را به دادن های ظاهری مانند کرده و جز این را نمی خواهد بفهمد ... نمی بیند که فرمود به زیادی اموال و اولاد اینها نگاه نکن که اینها از فضل الهی نیست بلکه از برای گمراهی بیشتر اینان است ! حال تو چطور فضل و رحمت را در چیزی می بینی که به بسیاری داده ؟
* پس فضل و رحمت چه می شود ؟
- گوش کن ... نه! از من نشنو؛ از خودت بشنو ... این تویی که داشته ها و نداشته هایت می تواند هم فضل و رحمت الهی باشد و هم غضب و مکر حضرت حق ! پس از نداشته هایت گله نبر و به داشته هایت غرور نورز! گمان مکن که چون نداری لیاقتی نداشته ای و گمان مبر که از اندیشه ای داری دلیل برتری توست ... و هرگز این خیال باطل به ذهن خود مبر که فاضل و رحمت گستر بودن حضرت حق، به معنای بخشش همه چیز است ... چه بسا نبخشیدنی کسی را سود بخشد و کسی را زیان ! و چه بسا بخشیدنی که کسی را ضرر دهد و دیگری را سود ... و نگو که حال من در این وضع پر از ضرر است ! پس چرا نمی دهد ... که تو خود را به غفلت زده ای و دوست داری که در ضرر باشی! گمان برده ای که اگر به گناه مشغول شوی، او به تو خواهد داد و چه بد گمانی ... که خسارت دنیا و آخرت به بار آورد ...
* پس ناامیدانه بگردم ...
- نه! بازهم بخواه از او، اما چه بخواه ... بخواه که اگر خیر است بدهد و اگر نیست که هیچ! بخواه که درگیر شده ام با گناه، مددی فرما ! اما فراموش نکن که تو درگیر شده ای و راه برای حرکت به سمت خدایت بسیار باز است ...
* ........
- ........

« خدایا نکند خواسته ام بر تو ارجح دانم و تو را فقط از برای خواسته ای بطلبم! ... »