آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
میهمانی به نیمه رسید...
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ 

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! «سوره حجر ۴٩»

...

آخ... تو هم بخشنده ای... هم مهربانی ...

پس اینهمه اضطراب و سردرگمی و ناآرامی من از چیست...

یعنی آغوش بزرگ توی مهربان...

برای من جا ندارد که جبران تنهایی و بی کسی هایم باشد...

یعنی رحیمی و بخشندگی تو ... توی بزرگ... توی بی نهایت...

برای من کوچکتر از ذره کافی نیست؟؟؟

پس خودت بگو من چه مرگم است؟؟؟؟؟؟ چرا آرامش ندارم...؟؟؟

میهمانی مان به نیمه رسید... نصفش رفت...

چقدر ... استفاده کردیم؟...

خدایا ... هم مرا ببخش...

و هم کمکم کن خودم خودم را ببخشم...

خواهش میکنم...