آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
بخشش حسین و خاندانش...
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : در پی او ...

«وَ یُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً

اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا»

 

و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی.»

 

علماى شیعه اتفاق نظر دارند سوره هل اتی و یا هیجده آیه(از آیه 5 «إنّ الأبرار .. .» تا آیه 22 «.. . و کان سعیکم مشکوراً») از آن درباره حضرت على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)و خادمه آن ها فضه نازل شده است . علامه امینى در «الغدیر» این شأن نزول را از 34 نفر از علمای معروف اهل سنت نقل کرده است ; بنابراین این شأن نزول در بین اهل سنت هم  مشهور ، بلکه متواتر است .

 

 شأن نزول :

ابن عباس مى گوید : «حسن و حسین(علیهما السلام) بیمار شدند ، پیامبر(صلى الله علیه وآله)با جمعى از یاران به عیادتشان آمدند و به على (علیه السلام)فرمودند : اى ابوالحسن ! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى کردى . على (علیه السلام) ، فاطمه(علیها السلام)و فضه که خادمه آن ها بود ، نذر کردند که اگر آن ها شفا یابند ، سه روز روزه بگیرند .

چیزى نگذشت که هر دو شفا یافتند ، در حالى که از نظر مواد غذایى دست خالى بودند . على (علیه السلام)سه مَن جو قرض نمود و فاطمه(علیها السلام)یک سوم آن را آرد کرد و سه قرص نان برای افطار سه روزشان تهیه کرد . هنگام افطار مسکینی  بر در خانه آمد و گفت :

 «السلام علیکم یا أهل بیت محمد(صلى الله علیه وآله); سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمانان هستم ، غذایى به من بدهید» .

آن ها همگى مسکین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند .

 روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى که غذایى را آماده کرده بودند (همان نان جوین ) یتیمى بر در خانه آمد ، آن روز نیز ایثار کردند و غذاى خود را به او دادند . (باز با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند) در سومین روز اسیرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد ، باز سهم غذاى خود را به او دادند . هنگامى که صبح شد ، على (علیه السلام)دست حسن و حسین (علیهما السلام)را گرفته بود ، خدمت پیامبر آمدند ، وقتى پیامبر آن ها را مشاهده کرده ; دید از شدت گرسنگى مى لرزند . فرمود : این حالى را که در شما مى بینم براى من بسیار گران است ; سپس برخاست و با آن ها حرکت کرد . هنگامى که وارد خانه فاطمه(علیها السلام)شد ، دید در محراب عبادت ایستاده در حالى که از شدت گرسنگى شکم او به پشت چسبیده و چشم هایش به گودى نشسته ، پیامبر(صلى الله علیه وآله)ناراحت شد ; در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت : اى محمد! این سوره را بگیر ، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى گوید ; سپس سوره «هل أتى» را بر او خواند» .

 

 

داستان کامل را اینجا بخوانید

http://www2.irib.ir/occasions/soore%20halata/soore%20halata.htm