آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
الذين يستمعون القول
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

بسم الله الرحمن

فَبَشِّرْ عِبَادِ (۱۷)

بندگان من را مژده بده... :

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ

 آنان كه سخن را با دقّت مى‏شنوند

فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

و بهترين آن را پيروى مى‏كنند

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ

 آنانند كه خداوند هدايتشان نموده

وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ (۱۸)

و آنانند همان خردمندان.

سوره الزمر - آيه ۱۸

سلام...
شنيدي؟ حالا هی گويند: مگوييد و مشنويد ! ... خودش ميگه همه حرفها را گوش بده و بهترين را انتخاب كن... خودت انتخاب كن. با عقل و فهم و شعور خودت... حالا هی منتظر باش يكی بهت بگه راه درست كدومه! آهای ! با توام... با تو... خودت را خيلی دست كم گرفتي... بلند شو توی آينه نگاه كن! تو... تجلی خداوندي... عقل و شعور و فهم داري... بشنو ... بخوان... بفهم... خودت انتخاب كن!

۱ - كسانى حقّ شنيدن هر سخنى را دارند كه به كلام توجّه كنند، نه گوينده و دچار شخصيّت‏زدگى نشوند. «يستمعون القول»
۲- انسان بايد تحمّل شنيدن سخنان ديگران را داشته باشد و داراى سعه صدر باشد. «يستمعون القول...»
۳- اسلام از طرح شدن سخنان ديگران دلهره‏اى ندارد. «يستمعون القول» 
۴ - عقل، حجّت باطنى است و تقليد كوركورانه ممنوع است. «يستمعون القول فيتّبعون احسنه»
۵- انتخاب احسن مورد توجّه قرآن است. «يتبعون احسنه»
۶- كسانى حقّ شنيدن هر سخنى را دارند كه از نظر علمى و منطقى قدرت تشخيص احسن را داشته باشند. «يستمعون... فيتّبعون احسنه» 
۷- سخنى كه حُسن و خوبى ندارد، شايسته استماع و شنيدن نيست. «يستمعون القول فيتبعون احسنه»
۸- به خوب بودن قانع نباشيم، بهتر بودن را دنبال كنيم. «يتّبعون احسنه»
۹- انتخاب احسن بدون توفيق الهى ممكن نيست. «اولئك الّذين هديهم اللّه» 
۱۰- هدايت الهى را تنها كسانى دريافت مى‏كنند كه براى دست يابى به حقيقت وقت بگذارند و سخنان را گوش دهند. «اولئك الّذين هديهم اللّه»
1۱- كسانى كه چشم و گوش بسته مكتبى را مى‏پذيرند، در حقيقت عاقل نيستند. «اولوا الالباب»
1۲- تنها راه مطمئن انتخاب آگاهانه است.«فيتبعون احسنه... اولئك الّذين هديهم اللّه»

....

و اين هم غزل امروز :

چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست
سخن شناس نئي جان من خطا اينجاست
سرم به دنيي و عقبي فرو نمي‌آيد
تبارك الله از اين فتنه‌ها كه در سد ماست
در اندرون من خسته دل ندانم كيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد كجايي اي مطرب
بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست
مرا به كار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
نخفته‌ام ز خيالي كه مي‌پزد دل من
خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست
چنين كه صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
از آن به دير مغانم عزيز مي‌دارند
كه آتشي كه نمي‌رد هميشه در دل ماست
چه ساز بود كه در پرده مي‌زد آن مطرب
كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند
فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست

 

و باز هم التماس دعا ... خوبان

يا علي...