آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
رمضان-۷
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

 

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردغبار خط بپوشانید خورشید رخش یا ربچو عاشق می​شدم گفتم که بردم گوهر مقصودز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می​بینمچو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاقبیفشان جرعه​ای بر خاک و حال اهل دل بشنوچو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبلخدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلسبه فتراک ار همی​بندی خدا را زود صیدم کنز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم راز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داریچه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب بهار عارضش خطی به خون ارغوان داردبقای جاودانش ده که حسن جاودان داردندانستم که این دریا چه موج خون فشان داردکمین از گوشه​ای کرده​ست و تیر اندر کمان داردبه غماز صبا گوید که راز ما نهان داردکه از جمشید و کیخسرو فراوان داستان داردکه بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان داردکه می با دیگری خورده​ست و با من سر گران داردکه آفت​هاست در تاخیر و طالب را زیان داردبدین سرچشمه​اش بنشان که خوش آبی روان داردکه از چشم بداندیشان خدایت در امان داردبه تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ
وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا
وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ
وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

و گنجينه هاي غيب ، تنها نزد خداست و جز او كسي آن را نمي داند و آنچه را در خشكي ودرياست مي داند، وهيچ برگي از درخت نمي افتد جز آنكه او مي داند و هيچ دانه اي در تاريكي هاي زمين وهيچ تر وخشكي نيست ، مگر آنكه (علم آن ) در كتاب مبين ثبت است .

سوره انعام- آيه ۵۹

دعای روز هفتم را بشنويد:
http://www.tebyan.net/Monasebat/83/07/html/doa_rooz_7.htm

 سلام...
مرا ببخشيد كه اين روزها مجال ندارم برايتان بنويسم...
دعا كنيد مجال وصولی باشد تا بيايم اينجا و از مهربانترين ميزبان دنيا بگويم...
راستي! چطور ميتوان مهمان با ادبی بود؟...
ها؟
التماس دعا