آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
رمضان- ۹
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

بمحبتک ...  يا امل المشتاقين....

آخ... تو کی هستی که به محبتت قسمت ميدهند... مگه چقدر دوستمون داری ... ميزبان مهربان اين روزها... مهربان هميشگی من ... اگه تو اينهمه دوستم داری و اينقدر برات عزيزم... پس اينهمه غم چيست به دل من... بريز دور...
تو که يک گوشه چشمت غم دنيا ببرد...
حيف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد....
به محبتت قسم... آخ... به محبتت قسم... بگذار دوستت داشته باشم...

الحمدلله الذی احبب الی و هو غنی عنی...
شکر ميگويم خدايی را که به من محبت دارد در حالی که از من بی نياز است...

دوستت دارم بی نياز... اهل محبت... اهل دل... اهل معرفت...
خدا را شکر که خدايم تو هستی... بنده هايت که ... که... که ....

سلام...
جون من دعای امروز رو خوندين؟...‌ آخ...

شده تا حالا از خودتون بپرسين : حالا توی اين موقعيت بايد چکار کنم؟ ... اينم جواب موسی به قومش... جواب محمد به من ... به تو ... به ما... از کسی غير از خداوند ياری نجوييم و صبر کنيم... صبر... صبر... صبر... :

قَالَ مُوسَى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُواْ بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ

إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَقِبَةُ لِلْمُتِّقِينَ‏

موسى به قوم خود گفت: از خداوند يارى بجوييد و صبر و مقاومت كنيد، زيرا زمين از آنِ خداوند است كه آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد به ارث مى‏گذارد و فرجام (نيك) از آنِ پرهيزكاران است.

سوره اعراف- آيه ۱۲۸

اين هم دعای امروز :

http://www.tebyan.net/Monasebat/83/07/html/doa_rooz_9.htm

 

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلندحاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشاهیچ رویی نشود آینه حجله بختگفتم اسرار غمت هر چه بود گو می​باشمکش آن آهوی مشکین مرا ای صیادمن خاکی که از این در نتوانم برخاستباز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ که به بالای چمان از بن و بیخم برکندکه به رقص آوردم آتش رویت چو سپندمگر آن روی که مالند در آن سم سمندصبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چندشرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمنداز کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلندزان که دیوانه همان به که بود اندر بند