آيه هاي دلنشين

حرفهایت چه به دل میشنید خداااااااا....
 
رمضان-۲۴
ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳۸٤ : توسط : در پی او ...

به نام تو

فکرکنم وقتی روز ۲۴ ماه رمضان است و روز جزء ۲۴ کوتاهی است اگر آيه لاتفنطوا را ننويسيم حتی اگر تکراری باشد.... :

قُلْ يَا عِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلَى‏ أَنفُسِهِمْ لَاتَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

 بگو: «اى بندگان من كه بر نفس خويش اسراف (و ستم) كرده‏ايد! از رحمت خداوند مأيوس نشويد، همانا خداوند همه‏ى گناهان را مى‏بخشد، زيرا كه او بسيار آمرزنده و مهربان است.

سوره زمر - آيه ۵۳

و امروز آيه های زيادی به دلم نشست... مثل آيه های ۷ و  ۸ و ۹ ابتدای سوره غافر (که فرشتگان برای مومنين دعا ميکنند...) و يا آيه ۱۴ يا ۱۹ ...  آيه های ۶۲ تا تا آخر همين سوره غافر که دنيای ديگری  است... اما برای امروز اين آيه را انتخاب کردم :

 فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ

پس صبر و شكيبايى پيشه كن كه وعده‏هاى خداوند حقّ است 

 وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِىِ‏ّ وَالْإِبْكَارِ

و براى گناهت استغفار كن و شامگاهان و بامدادان، سپاسگزارانه پروردگارت را تسبيح كن.

سوره غافر- آيه ۵۵

دعای امروز را با هم زمزمه ميکنيم :

http://www.tebyan.net/Monasebat/83/07/html/doa_rooz_24.htm

و اينهم غزل امروز...

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهیهمچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهانبر در میکده رندان قلندر باشندخشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پایسر ما و در میخانه که طرف بامشقطع این مرحله بی همرهی خضر مکناگرت سلطنت فقر ببخشند ای دلتو دم فقر ندانی زدن از دست مدهحافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار

 

گفت بازآی که دیرینه این درگاهیپرتو جام جهان بین دهدت آگاهیکه ستانند و دهند افسر شاهنشاهیدست قدرت نگر و منصب صاحب جاهیبه فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهیظلمات است بترس از خطر گمراهیکمترین ملک تو از ماه بود تا ماهیمسند خواجگی و مجلس تورانشاهیعملت چیست که فردوس برین می​خواهی

و در پايان بايد بگويم آدم حسودی اش ميشود... هر کسی می آيد اينجا فقط به بانو سلام ميکند... درست است که الهه بانو پايه گذار وبلاگ آيه های دلنشين بود ولی تو را خدا ما را هم آدم حساب کنيد و گاهی به ما هم سلامی... دعايی... چيزی... ما هم آدميم به خدا! گاهی حسودی مان ميشود...

-مريض مخصوص بانو را فراموشتان نشود و بيمار عزيز ديگرمان را...-

امروز آخرين جمعه ماه عزيز رمضان است... آخرين جمعه... هفته ديگر چنين روزی بزرگترين عيد مسلمانان است ... اين آخرين جمعه را دريابيم... آنها که روزه اند به آنها که روزه نيستند ... آنها که حس دعا دارند به آنهايی که شيطان اميد و رجا و حس دعا را از آنها گرفته است... تو را به صاحب جمعه ها دعا کنند... به ما دعا کنيد که از همه محتاج تريم...

دلم به اين همه آيينه رو نخواهد كرد
به جز نگاه تو را جست و جو نخواهد كرد
پرنده‌اي كه گرفتار پر زدن باشد
به آب و دانه و آواز خو نخواهد كرد
بيا مسافر چشمم كه هيچ حادثه‌ای
نگاه پنجره را زير و رو نخواهد كرد
به غير نام تو اي التهاب روحانی
دلم به قصد سرودن وضو نخواهد كرد
عزيز غايب من اي هميشه در خاطر
به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد

امروز آخرين جمعه ماه مبارک رمضان است... بياييد اولين دعايمان تعجيل در فرج مولامان باشد... بياييد امروز در قنوت نمازهايمان حتما دعای فرج را بخوانيم... باشد که  امروز مهدی عزيز نگاهی کند به ما...

الهم عجل لوليک الفرج...