بازگشت

کمی طولانی !

قرار بود و هست که اینجا هر آدینه من  بنویسم و دوشنبه ها هم الهه بانو.

آیه ام را نیت کردم و یافتم ، "بازگشت"

جمعه بود ، علی را دیدم ،جواد را ، پژمان را. نمایشگاه کتاب بود.سرد بود.شب رسید، خسته برگشتم ، حواسم بود به بازگشت و پست جمعه ها...و خوابم برد

بیدار که شدم حالم شبیه دلواپسی های کسی بود که دیر کرده است.

شبیه دونده ای که به سوت آغاز نرسیده و دیگر دونده نیست.

آمدم اما...می آیم

باز می گردم

هنوز فرصت هست...هنوز هست

اما روزی می رسد که نیست.

و دلواپسی ها همانطور دلواپس می مانند و...

"بازگشت"

فَلَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّةً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ  

کاش بازگشتی بود تا ایمان می آوردیم

Oh, that we had another turn, that we might be of the believers

شعراء ﴿ 102 ﴾     جزء 19  

 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
س.م.ع

سلام... دلواپسی های شما قابل تحسین است.. امام سجّادعليه السلام: إذا صَلَّيتَ فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ هرگاه نماز مى‏گزارى (چنان باش كه گويى) آخرين نماز را مى‏خوانى

مریم ترین

سلام...خیلی خوشحالم که اومدم اینجا...میشه یه لطفی بکنین و هر وقت آژدیت کردین تو وبلاگم بگین که بیام و بخونم؟!...ممنون میشم...موفق باشید.[گل]

یکی بود که معصوم بود

تو کیستی که من اینگونه.... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟