این قوم روزه دار در انتظار تواند...

 

 

 (این) کتابى است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها(ى شرک و ظلم و جهل،) به سوى روشنایى (ایمان و عدل و آگاهى،) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزیز و حمید

«سوره ابراهیم- آ‌یه ١»

مدتهاست دلم میخواهد از این تاریکی درونم رها شوم...

مدتهاست دلم میخواهم در نور باشم با نور ... پرنور...

چرا در اینجا و آنجا به دنبال دستور العمل مناسب میگردم؟

وقتی تو کتابی جامع و کامل برایم فرستاده ای... که با عمل به آن میتوانم به سمت نور روم...

حرفهایت هم راحت است... میشود راحت فهمید... دروغ نگو ! خیانت نکن! کم فروشی نکن! عبادت کن! نماز بخوان! روزه بگیر! به یادم باش! استغفار کن! دیگران را ببخش! با مردم به خوبی رفتار کن! از غرور و تفاخر و حسرت و ناامیدی و ... دوری کن!‌و ...

آنوقت هی من راه میروم و میگویم : از کدوم طرف میشه به هم رسید؟ همه کوچه ها به بن بست میرسن!!!!!!!! 

 چراغی در دستم... حملش میکنم... خسته میشوم... ولی وقتی  روشنش نمیکنم و در تاریکی گم میشوم!!!!!

/ 2 نظر / 16 بازدید
مهدی

سلام انجمن گفتگو در ارتباط با مسائل مختلف ایجاد شده است. در ضمن اگه جای موضوعی خالیه, بگید تا ایجاد بشه. امیدوارم با فعالیتتون بتونیم این انجمن رو در موضوعات مختلف گسترش بدیم. www.forum.porforoush.com info@porforoush.com

ابوذر اکبری

اسارتو ز تن بکن ننگو بپوشون به خودش شروعِ تو طلوعِ ماست غافل نشین که چی شدش بخواه تا دنیا بشنُفه ایرانی عزت است و جاه غرورِ خفته تو کویر دلواژه ها نشن تباه ما وارثِ دینِ بهی یکتا جهان پیوندِ ماست ستاره های پر فروغ گذشته چلچراغِ ماست ما عاشقیم اما هنوز عشقو تو قصه نداریم ایـرانِ پاک و شادِ ما عشقو تو قلبت می کاریم باور کن این رهائی رو خفتن به غایت بی خودی ست ایـرانِ جان خورشیدِ مهر بی تو سرودن بندگی ست . . . [دست][گل][بغل]