مثل یونس نباش

 

خدایا...

باز هم جریان آنطور که من خواستم پیش نرفت

باز هم شکست...

باز هم درب بسته...

باز هم موج منفی...

باز هم ....

بازهم من خواستم و تو نخواستی...

باز هم دل من رضا شد و رضای تو در آن نبود....

باز هم...

خدایا... حداقل چیزی بگو که جانم از این غم رها شود....


قرآنت را باز می کنم ... چه محکم پاسخم گفتی عزیز :

              


فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ


 وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ   

سوره قلم - آیه 48    جزء 29

پس در[ امتثال ]حکم پروردگارت شکیبایى ورز،

 و مانند همدم ماهى[ یونس ]مباش ، آنگاه که اندوه زده ندا درداد.

 

 

از خود می پرسم :

مگر یونس چه کرد که من باید مثل یونس نباشم؟....

شما میدانید داستان یونس را ؟

یونس را و آنگونه ای که نباید باشیم؟....

 

 

/ 12 نظر / 83 بازدید
نمایش نظرات قبلی
در پی او ...

حضرت يونس سي سال تبليغ دين خدا كرد اما قومش به اندازه انگشتان دست هم ايمان نياوردند. حضرت خسته شد و درخواست عذاب الهي كرد و قبل از نزول عذاب الهي از قوم خود خارج شد و اين اشتباه يونس بود، گمان مي كرد كه خدا او را تنبيه نمي كند، بايد در ميان قومش تا آخرين لحظه باقي مي ماند، شايد مي توانست يك نفر نجات دهد، البته انبياء معصوم هستند و گناه به معني حرام مرتكب نمي شوند، گناه براي هر كسي معناي خاص خودش دارد كلاس هر چه بالاتر مي رود گناه معناي لطيف تري پيدا مي كند خدا اولياء خودش را دوست دارد و نمي گذارد در آخرت تنبيه شوند، سعي مي كند در همين دنيا آگاه و بيدارشان كند، اگر مؤمنين خالصانه توبه و استغفار كند نجات پيدا مي كنند، همانطور كه حضرت يونس با استغفار خالصانه نجات پيدا كرد، اگر منيت كنار گذاشته شود جواب مي گيريم تا زماني كه «من» در اعمال و كارها نقش ايفا كند تأثير چنداني ندارد.

داستان كامل يونس :

اين هم داستان كامل يونس http://allamymostafa.blogsky.com/1387/02/30/post-12/ .... خداوند می خواست یونس مدتی در این زندان عجیب بماند تا متوجه اشتباه خود بشود.اشتباه یونس آن بود که،نباید قوم خود را رها می کرد و تا فرا رسیدن لحظه ی عذاب الهی باید آنها را هدایت می کرد. یونس پس از مدت کوتاهی که در شکم ماهی اسیر بود متوجه گناه خود شد. رو به درگاه خداوند کرد و گفت:"ای خداوند بزرگ، ای خداوند بی همتا من از کاری که کردم پشیمانم ، من را ببخش و توبه ی من را بپذیر." خداوند توبه ی او را پذیرفت تنها به این دلیل که یونس ( ع ) از مومنان بود. .......

شاعردریا

از غم رفتن يك دوست دلم باز شكست سايه ‍‍ي رنگ سياهي به سرم باز نشست غم مسعود دل شاعر دريا را كشت آن رفيقي كه چه زود آمد و زود رفت ز دست

س.م.ع

با سلام... یونس شتاب زده و بارای خویش عمل کرد و حال آنکه او می بایست فرمانبرداروحی الهی باشد... استفاده کردم

علی

اتفاقی اومدم تو وبلاگت.قشنگ می نویسی. فقط کلمات خدا میتونه ادم رو به این راحتی جذب کنه.اروم کنه.امیدوار کنه.

محمد

سلام. من از متن شما استفاده کردم و در اصل از مکاشفه ای که داشتین. همین لحظه من هم درگیرش بودم. و در جای دیگه هم نقلش کردم و لینکش رو هم گذاشتم. حلال بفرمایید. http://beshkaaf.parsiblog.com/MLink/?4085132

شاید یک دوست

هیچ چیز تو را نیست جز مصلحت او پس آنچنان باش که خواهد هو و حق با علی است و علی باحق یا حق

چکاوک

سلام.خیلی لذت بردم.کاش همیشه باور داشته باشیم ولی توی سختیها کم میاریم بجای پناه بردن به کلام خدا هزار راه دیگه میریم[لبخند]