فترضی...

 

وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى (4)

و مسلما آخرت براى تو از دنيا بهتر است! (4)

وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى (5)

و بزودى پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوى! (5)

سوره ضحی

سلام..

اگر دنيا آنطور نيست که ميخواهی... غصه نخور....

به زودی راضی خواهی شد....

شاد باش... 

يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
اي دل غمديده حالت به شود دل بد مكن
وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر كشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نگشت
دائماً يكسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نه‌اي ز اسرار غيب
باشد اندر پرده بازيهاي پنهان غم مخور
اي دل ارسيل فنا بنياد هستي بركند
چون تو را نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناك است و منزل بس بعيد
هيچ راهي نيست كان را نيست پايان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب
جمله مي‌داند خداي حالگردان غم مخور
حافظا در كنج فقر و خلوت شبهاي تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

شاد باشيم... تا خدايی شويم

التماس دعا

/ 10 نظر / 9 بازدید
ری را

سلام . اول ! اولين جرعه ی اين همه زيبايی رو من چشيدم ... و از اين بابت خيلی خوشحالم .

نورا

سلام الهه جان،خوبی؟...خيلی ممنون از بابت اين آيات زيبا...امروز دلم بدجور گرفته مهربون....برام دعا کن...من مدتی نمی تونم بيام نت....سرزمين نور هم از اين به بعد تنها دوشنبه ها آپ ميشه توسط برادر زاده ام،سارا،....و هر هفته يه وبلاگ پيشنهادی داريم....خوشحال ميشم سارا رو تنها نذاريد.....التماس دعا

نورا

شأن نزول آيه هاي 4- 5 سوره ضحي رسول خدا، هر روز به خانه دخترش «فاطمه» سر مي زد و احوال او ، شوهر و دو فرزندش را مي پرسيد. حسن و حسين (ع) را در بغل مي گرفت، مي فشرد و آن دو را مي بوسيد و با آنان بازيهاي کودکانه مي کرد. روزي مانند هميشه ، در زد و براي ورودش اجازه خواست. فاطمه نيز اجازه داد و پدر را به خانه دعوت کرد. امام علي «ع» در منزل حضور نداشت. دخترش فاطمه را ديد که با يک دست ، براي آرد کردن، آسياب را مي چرخاند و با دست ديگر، دو طفل خود را بر زانو نشانده و نوازش مي کرد. پيامبر متأثر شد . به ويژه وقتي چمشش به لباسهاي مندرس فاطمه «س» افتاد. علاوه بر آن در آن هواي گرم چادري از پشم و موي شتر بر تن کرده و عرق از سر و صورتش سرازير بود. پيامبر بيش از اين تاب نياورد و دلش سوخت و اشک از چشمانش سرازير گرديد. رو به دخترش کرده و فرمود: اي دخترک عزيزم ! سختي هاي دنيا را تحمل کن و رنج آن را با ياد بهشت از خاطرت بزداي . خداوند آيه هاي 4 تا 5 سوره ضحي ، بهشت را به آنان بشارت داد: و به يقين، آخرت براي تو از دنيا نيکوتر خواهد بود و ﴿4 ﴾به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد کرد، تا خرسند گردي . ﴿5﴾

نورا

برخي از امام باقر(ع) نقل كرده اند كه اميدبخش ترين آيات، آيه 5 سوره ضحي است كه خداوند در آن جا مي فرمايد: «ولسوف يعطيك ربك فترضي، (27) به زودي خداوند به تو مي بخشد تا تو خشنود شوي». در تفسير اين آيه گفته شده كه اين بخشش در روز قيامت است به طوري كه آن حضرت شفاعت امت خويش را مي كند و خداوند به او اجازه مي دهد كه بسياري از پيروانش را به بهشت وارد كند و اين آن چنان زياد است كه پيامبر به آن خشنود مي شود.

ma

روزها گر رفت گو رو باک نیست -------- تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست

ma

تو بدان این را تنها تو بدان تو بمان با من تنها تو بمان --- جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب --- من فدای تو بجای همه گلها تو بخند--- من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست--- آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش--- پاسخ چلچله ها را تو بگو--- تو بمان با من تنها تو بمان. --- به تو می اندیشم --- به تو می اندیشم--- به تو می اندیشم… .

الهه ناز

به به ... می بينم که مای عزيز شعر معاصر هم ... بابا تو کی هستی!!!؟؟؟؟ يکی از آرزوهای بزرگم اينه که کشف کنم دوست عزيزی که با تخلص ما اينجا شعر مينويسه کيه... بود آيا ....؟....

الهه ناز

نوراااااااااا کجا خواهرم؟ ... اميدوارم که خير باشه... هيچکدام از ما هيچگاه تنها نخواهيم ماند... راستش را بخواهيد احتمالا ديگر روزی يک آيه نخواهيم داشت... به پيشنهاد دوستان و البته پيشنهاد يه دوست عزيز هفته ای دو روز به روز خواهد شد آيه های دلنشين... اما گمان کنم از ابتدای ماه مبارک رمضان... اين يک هفته را به همان سنت هميشگی روزی يک آيه و يک غزل ميخوانيم... راستش را بخواهيد آخر اين هفته دومين چله هم تمام خواهد شد... دعا ميکنيد به حاجتم برسم دوستان...؟ ... التماس دعا... ملتمسانه!